تبلیغات
گیلانه

گیلانه

پنجشنبه 21 فروردین 1393

انتصاب بر اساس شایستگی

نویسنده: مدیریت وبلاگ - باجیگوابر   

بزرگی با حال بدی در بستر بیماری، خود را در آستانه مرگ دید. بنابراین از فرزندان و مریدان خود خواست که از کوچک و بزرگ در شهر برای او حلالیت بگیرند و کسی را از قلم نیاندازند تا با خاطری آسوده تر رهسپار سرای باقی شود.

فرزندان و مریدان شیخ در شهر گشتند و از هر که لازم بود رضایت گرفتند و نتیجه را به شیخ بازگو کردند. شیخ باز هم خود را آسوده نیافت و گمان برد که کسی از او رنجیده خاطر است. بنابراین از نزدیکان خواست که از حیوانات متعلق به شیخ هم حلالیت بگیرند. آنها نیز با امید بهبود خاطر مراد خود، از همه حیوانات حلالیت گرفتند تا به شتری رسیدند که با لجالت تمام از حلالیت دادن سر باز می زد و می خواست خود با شیخ صحبت کند.

شیخ هم با آن حال پیش شتر رفت و گفت: «می دانم که بارهای سنگین بر تو گذاشتم و در صحرا و بیابان تو را تشنه، این و طرف و آن طرف بردم به جای علف به تو خار دادم در حالی که خودم سیر بودم و آب گوارا می نوشیدم. با این حال از تو طلب بخشش دارم و از ملازمان می خواهم تا آخر عمرت، تو را در ناز و نعمت نگاه دارند.»

شتر با ناراحتی گفت: «ای بزرگ، خدای من و تو، مرا برای بار بردن، خار خوردن و تحمل تشنگی آفریده است. من از بار بردن برای تو و تشنگی ها آزرده خاطر نیستم. اما آنچه از تو بر دل دارم به تو می گویم و تو را می بخشم. روزی سوار بر اسب با خدم و حشم در جلوی کاروان می رفتی و من و دیگر شتران در پی ساربان در راه بودیم. در میانه راه، خاری در پای ساربان رفت و از کاروان عقب ماند و تو افسار شتران را بر پشت الاغی بستی. ما بدین چاره تو ناچار بودیم، حال آن که ما را شأن و منزلت بر پیروی ساربان بود نه دنباله روی حمار.»

------------

انتخاب و انتصاب مدیران در همه رده‌های مدیریتی سازمان باید بر اساس شایستگی‌ها باشد. در غیر اینصورت همراهی و مشارکت نیروی انسانی را از دست خواهید داد.

نظرات() 

شنبه 16 فروردین 1393

آشنایی با خواص سماق

نویسنده: مدیریت وبلاگ - باجیگوابر   

سماق، به عنوان چاشنی برای بسیاری از غذاها به کار می‌رود و دارای خواص دارویی فراوانی، از جمله رفع درد دندان، تقویت لثه، برطرف نمودن تب،‌ نقرس و رماتیسم است.

 

سماق، یکی از اقلام چیدنی بر سر سفره هفت سین است که نماد رنگ (طلوع خورشید) و مزه زندگی است.

 

سماق، درختچه‌ای است به ارتفاع 4- 3 متر که شاخه‌های جوان و دمبرگ‌های آن را موهای ریزی پوشانده است. گل‌های آن، حنایی رنگ است و در حدود 10 سانتی‌متر طول دارد و دارای میوه‌های خوشه‌ای شکل به رنگ قرمز و قهوه‌ای است که ابتدا طعم آن گس بوده و پس از رسیدن ترش می‌شوند.

 

نام علمی سماق Rhus coriaria است که در قدیم به آن "سماک" نیز می‌گفتند. در حقیقت فارسی آن سماک و عربی آن سماق است.

 

میوه‌ی سماق پس از کوبیدن به عنوان چاشنی، همرا با غذاهایی مانند کباب استفاده می‌شود.

 

 

خواص دارویی سماق:

• برای بیماران دیابتی مفید است، زیرا یکی از عوامل به وجود آمدن عوارض مختلف در دیابتی‌ها، ترکیب گلوکز با پروتئین‌های حیاتی بدن است که به تغییر ساختار شیمیایی و عملکرد این پروتئین‌ها می‌انجامد و مطالعات نشان می‌دهد که سماق تا 81 درصد از بروز این فرآیند پیشگیری می‌کند.

• دارای طبیعت سرد و خشک است.

• برای درد دندان مفید است.

• تحریک کننده اشتها است.

• باعث تقویت لثه می‌شود.

• به دلیل داشتن تانن فراوان، قابض و پاک کننده معده است.

• برای دستگاه گوارش خاصیت آنتی‌ بیوتیکی دارد.

• ادرارآور است.

• برطرف کننده تب است.

• برطرف کننده نقرس و رماتیسم است.

• خون را تصفیه می‌کند و مواد زائد خون مانند اوره را دفع می‌کند.

• در قدیم، برگ درخت سماق را دم کرده و برای سیاه کردن مو از آن استفاده می‌کردند.

• چای سماق برای کاهش تعریق به کار می‌رود.

• غرغره دم کرده سماق برای ورم گلو و دهان مفید است.

 

 

هشدار

• خوردن سماق تازه باعث مسمومیت می‌شود. فقط باید خشک آن را مصرف نمود.

• مصرف بیش از اندازه سماق، مسمومیت‌ زاست.

نظرات() 

شنبه 16 فروردین 1393

وصیت نامه الکساندر

نویسنده: مدیریت وبلاگ - باجیگوابر   

پادشاه بزرگ یونان، الکساندر، پس از تسخیر کردن حکومت های پادشاهی بسیار، در حال بازگشت به وطن خود بود. در بین راه، بیمار شد و به مدت چند ماه بستری 

گردید.
با نزدیک شدن مرگ، الکساندر دریافت که چقدر پیروزی هایش، سپاه بزرگش، شمشیر
تیزش و همه ی ثروتش بی فایده بوده است. او فرمانده هان ارتش را فرا خواند و گفت:
من این دنیا را بزودی ترک خواهم کرد. اما سه خواسته دارم. لطفاً، خواسته هایم را حتماً
انجام دهید. 
فرمانده هان ارتش درحالی که اشک از گونه هایشان سرازیر شده بود موافقت
کردند که از آخرین خواسته های پادشاهشان اطاعت کنند. الکساندر گفت:...  اولین خواسته ام این است که پزشکان من باید تابوتم را به تنهایی حمل کنند.
ثانیاً، وقتی تابوتم دارد به قبر حمل می گردد ، مسیر منتهی به قبرستان باید با طلا، نقره و سنگ های قیمتی که در خزانه داری جمع آوری کرده ام پوشانده شود. 
سومین و آخرین خواسته این است که هر دو دستم باید بیرون از تابوت آویزان باشد.
مردمی که آنجا گرد آمده بودند از خواسته های عجیب پادشاه تعجب کردند. اما هیچ کس جرأت اعتراض نداشت. فرمانده ی مورد علاقه الکساندر دستش را بوسید و 

روی قلب خود گذاشت و گفت : پادشاها، به شما اطمینان می دهیم که همه ی خواسته هایتان اجرا
خواهد شد. اما بگویید چرا چنین خواسته های عجیبی دارید؟ در پاسخ به این پرسش، الکساندر نفس عمیقی کشید و گفت:
من می خواهم دنیا را آگاه سازم از سه درسی که تازه یاد گرفته ام. می خواهم پزشکان تابوتم را حمل کنند چرا که مردم بفهمندکه هیچ دکتری نمی تواند هیچ کس را 

واقعاً شفا دهد. آن ها ضعیف هستند و نمی توانند انسانی را از چنگال های مرگ نجات دهند.
بنابراین، نگذارید مردم فکر کنند زندگی ابدی دارند.
دومین خواسته ی درمورد ریختن طلا، نقره و جواهرات دیگر در مسیر راه به قبرستان،
این پیام را به مردم می رساند که حتی یک خرده طلا هم نمی توانم با خود ببرم. بگذارید مردم بفهمند که دنبال ثروت رفتن اتلاف وقت محض است. 
سومین خواسته ام یعنی دستهایم بیرون از تابوت باشد، می خواهم مردم بدانند که من با دستان خالی به این دنیا آمده ام و با دستان خالی این دنیا را ترک می کنم.

نظرات() 

شنبه 16 فروردین 1393

شعری از حافظ

نویسنده: مدیریت وبلاگ - باجیگوابر   

رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید / وظیفه گر برسد مصرفش گل است و نبید
مکن زغصه شکایت که در طریق طلب / به راحتی نرسید آنکه زحمتی نکشید
ز روی ساقی مهوش گلی بچین امروز / که گرد عارض بستان بنفشه دمید
بهار می گذرد دادگسترا دریاب / که رفت موسم حافظ هنوز می نچشید

نظرات() 

چهارشنبه 21 اسفند 1392

جورمحله

نویسنده: مدیریت وبلاگ - باجیگوابر   

 

این عکسها توی زمستون 92 در جورمحله گرفته شده ، جورمحله روستایی یه که در مسیر فرعی جاده جواهردشت قرار داره ، جاده سیاهکلرود که راه اصلی رفتن به جواهردشته بعد از سیاهکلرود روستای خیاط محله است در خیاط محله دو راهی هست که یکیش می رسه به باجیگوابر و سجیدان و دو آب و بعدش هم منطقه ییلاقی و رؤیایی جواهردشت و اما اون یه مسیر فرعی دیگه در دوراهی خیاط محله میرسه به جورمحله ،جورمحله روستای کوچیکی یه که در مسیر روستای بعدی یعنی مرسه قرار گرفته ، درخت های پرتقال و رودخونه چشم انداز خوبی به روستای جورمحله داده و گردشگران زیادی رو در همه فصول سال خصوصاً بهار و تابستان به سمت خودش جذب میکنه ، برای تعطیلات نوروز بد نیست سری به این روستا  بزنید مطمئن باشید خالی از لطف نیست .

چشم انداز دریا به خوبی از اینجا پیداست

نظرات() 

چهارشنبه 21 اسفند 1392

13 فایده پرتقال

نویسنده: مدیریت وبلاگ - باجیگوابر   

 پرتقال در کشور ما ایران در استان های شمالی گیلان و مازندران به وفور یافت می شود .

هنوز هم در استان گیلان در خیلی از مناطق مانند سیاهکلرود ، خیاط محله ، باجیگوابر ، سراگوابر ،

 سجیدان ، جورمحله ، مرسه و برخی دیگر از مناطق اطراف پرتقال تازه روی درخت می باشد و در برخی

جاهای دیگر پرتقال های

جمع آوری شده هم در جای خنک در انبارها نگهداری می شود و تا ماه اردیبهشت هم خیلی از کشاورزان این میوه

مفید و خوشمزه را برای فروش نگهداری می کنند .  

و اما برخی از فواید پرتقال :

۱. به پیشگیری از سرطان کمک می‌کند. پرتقال سرشار از لیموناد مرکبات است که نشان داده است با انواع مختلفی از سرطان از جمله سرطان پوست، ریه، سینه، معده و روده مقابله می‌کند.

 
۲. از بیماری‌های کلیوی جلوگیری می‌کند. نوشیدن منظم آب‌پرتقال از بیماری‌های کلیوی پیشگیری کرده و خطر ابتلا به سنگ کلیه را کاهش می‌دهد.

 
نکته: آب میوه را به تعادل مصرف کنید. محتوای بالای قند موجود در آبمیوه می‌تواند موجب پوسیدگی دندان‌ها شده و محتوای بالای اسیدی آن مینای دندان را از بین می‌برد.

 
۳. خطر ابتلا به سرطان کبد را کاهش می‌دهد. براساس دو تحقیقی که در ژاپن انجام گرفته است، خوردن پرتقال سرطان کبد را کاهش می‌دهد. این می‌تواند به علت ویتامین A بالای آن باشد که به کاروتینوئید معروف است.

 
۴. کلسترول را پایین می‌آورد. ازآنجاکه پرتقال سرشار از فیبر محلول است، به پایین آوردن کلسترول کمک می‌کند.

 
۵. سلامت قلب را تقویت می‌کند. پرتقال سرشار از پتاسیم است، یک ماده معدنی الکترولیتی که مسئول کمک به عملکرد بهتر قلب است. وقتی سطح پتاسیم در بدن پایین بیاید،  ضربان قلبتان دچار مشکل خواهد شد.

 
۶. خطر بیماری را کاهش می‌دهد. پرتقال سرشار از ویتامین C است که با خنثی کردن رادیکال‌های آزاد از سلول‌ها مراقبت می‌کند. رادیکال‌های آزاد موجب بیماری‌های مزمنی مثل سرطان و بیماری قلبی می‌شود.

 
۷. با عفونت‌های ویروسی مقابله می‌کند. تحقیقات نشان می‌دهد که سطح بالای پلی‌فنول‌ها در پرتقال دربرابر بیماری‌های ویروسی محافظت می‌کنند.

 
۸. یبوست را برطرف می‌کند. پرتقال سرشار از فیبر است که مایعات گوارشی را تحریک کرده و یبوست را از بین می‌برد.

 
۹. به تقویت بینایی کمک می‌کند. پرتقال سرشار از ترکیبات کاروتینوئید است که به ویتامین A تبدیل می‌شوند و به بینایی کمک می‌کند.

 
۱۰. فشارخون بالا را تنظیم می‌کند. فلاوونوئید هسپریدین موجود در پرتقال به تنظیم فشارخون بالا کمک کرده و منیزیم موجود در آن به حفظ فشارخون کمک می‌کند.

 
۱۱. از پوست محافظت می‌کند. پرتقال سرشار از بتا-کاروتن است که آنتی‌اکسیدانی بسیار قوی بوده و از سلول‌ها در برابر تحریب محافظت می‌کند که این هم از پوست دربرابر رادیکال‌های آزاد محافظت کرده و آثار پیری را از بین می‌برد.

 
۱۲. پرتقال بدن را قلیایی می‌کند. بااینکه پرتقال قبل از هضم اسیدی است، حاوی بسیاری موادمعدنی قلیایی است که متوازن کردن بدن بعد از هضم آن کمک می‌کند. در این مورد شبیه به لیمو است که یکی از قلیایی‌ترین میوه‌های موجود است.
 
 
۱۳. حاوی کربوهیدرات هوشمند است. پرتقال مثل سایر میوه‌ها حاوی قندهای ساده است اما پرتقال شاخص گلیسمی ۴۰ دارد. هرچه کمتر از ۵۵ پایین خوانده می‌شود. این یعنی اگر مقدار خیلی زیادی در یک زمان مصرف نکنید، قند خونتان را بی اندازه بالا نمی‌برد و مشکلی برای انسولین یا اضافه‌وزن برایتان ایجاد نمی‌کند.

 
پرتقال فواید بسیار زیادی دارد که آن را به یک ماده‌ مقوی تبدیل می‌کند. سرشار از موادمغذی مثل ویتامین C، ویتامین A، کلسیم، پتاسیم و پکتین می‌باشد. 
 

 
واقعیت‌های جالب درمورد پرتقال:
 
• پرتقال محبوب‌ترین مرکبات در سراسر جهان است.
• بیشترین پرتقال جهان در برزیل تولید می‌شود.
• هرساله حدود ۲۵ میلیارد پرتقال در امریکا تولید می‌شود.
• در قرن هجدهم، دریانوردان بریتانیایی، برای پیشگیری از کمبود ویتامین C در کشتی پرتقال حمل می‌کردند.
• در زمان ملکه ویکتوریا، در انگلستان پرتقال به عنوان هدیه کریسمس هدیه داده می‌شد.
• دو مارک معروف پرتقال، پرتقال والنسیا و پرتقال ناول است. 
• پرتقال سومین طعم‌دهنده میوه‌ای محبوب بعد از شکلات و وانیل در جهان است.
* پرتقال در کشور ما در استان های شمالی گیلان و مازندران به وفور یافت می شود .

 
 
تاریخچه پرتقال
 
- پرتقال در ابتدا در آسیای جنوب‌شرقی، هند شمالی و جنوب چین کاشته شده و حدود ۲۵۰۰ قبل از میلاد مسیح برای اولین بار برداشت شده است.
- در قرن یکم بعد از میلاد، رومی‌ها درختان جوان پرتقال را از هند به روم آوردند. در قرن یکم بعد از میلاد بود که پرتقال در افریقا شروع به رشد نمود.
- کریستف کلمب بذر پرتقال را در ۱۴۹۳ به جزایر قناری اسپانیا برده و در آنجا کاشت. تا ۱۵۱۸، پاناما و مکزیک هم با پرتقال آشنا شده بودند و کمی بعد برزیل شروع به کاشت پرتقال نمود.
- اولین درختان پرتقال امریکا در ۱۵۱۳ در فلوریدا کاشته شد.
 

 
رشد پرتقال
 
پرتقال درختی گرمسیری و نیمه-گرمسیری، همیشه سبز، میتواند تا ارتفاع ۵تا ۸ متر رشد کند. همیشه سبز به این معنا است که در یک زمان گل و میوه می‌دهد.

 
پرتقال یا شیرین است و یا تلخ اما اکثراً پرتقال‌های شیرین خورده می‌شوند. معروف‌ترین انواع پرتقال‌های شیرین، والنسیا، ناول، پرتقال ایرانی و پرتقال خونی است.

 
هوای گرم ممکن است باعث دوباره سبز رنگ شدن پوست پرتقال شود اما با اینحال مزه آن تغییری نمی‌کتد.

 
پوست پرتقال غدد چربی متفاوتی دارد. گوشت داخلی آن از بخش‌هایی تشکیل شده است که برچه نامیده می‌شوند و از ابدانک‌های متعددی تشکیل شده است.

 
 
انتخاب و نگهداری
 
- در نیمکره شمالی فصل پرتقال از اکتبر شروع شده و تا آخر فوریه ادامه می‌یابد.
- میوه‌هایی را خریداری کنید که سفت باشند ولی بااینحال بتوان با انگشت فشار کوچکی روی آن وارد کرد.
- پرتقال تازه رنگ روشنی داشته، چین و چروک ندارد و به نسبت سایز آن سنگین است.
- از خریدن پرتقال‌هایی که پوست آن بی‌اندازه صاف است و روی آن لک دارد خودداری کنید.
- پرتقال را می‌توانید برای یک هفته در دمای اتاق نگهداری کنید اما در یخچال تا دو هفته قابل نگهداری است. 
- آب‌پرتقال تازه را بهتر است در  قسمت فریزر نگهداری کنید.

 

 
احتیاطات لازم درمورد پرتقال
 
روی درختان پرتقال آفت‌کش زده می‌شود. خیلی مهم است که قبل از استفاده، ابتدا پرتقال را زیر آب سرد بشویید. بهتر است که‌ آنها را برای مدتی در آب سرد بخیسانید. پرتقال‌های ارگانیک این موادشیمیایی را ندارند.

 
برای آنها که دچار بیماری‌های گوارشی مربوط به برخی موادغذایی هستند، بهتر است از نوشیدن آبمیوه‌های غیرپاستوریزه و تازه که ممکن است حاوی باکتری باشد خودداری کنند.
 

 
آماده‌سازی و سرو
 
خوردن یک پرتقال تازه در هر زمان و مکان میسر است. اما دقت کنید که حتماً قبل از مصرف آن را با آب سرد بشویید تا آلودگی‌ها و بقایای آفت‌کش‌ها از روی پوست آن پاک شود. سپس آن را پوست گرفته و نوش جان کنید!

 
درست کردن آب‌پرتقال تازه در خانه بسیار راحت است و خیلی بهتر از آب‌پرتقال‌های مصنوعی پر از نگهدارنده و رنگ صاست که از بیرون خریداری می‌کنید. پرتقال وقتی گرمتر شود آب بیشتری تولید می‌کند، ازاینرو بهتر است زمانی آب آنها را بگیرید که در دمای اتاق بوده‌اند. همچنین بهتر است آب‌پرتقالتان را در دمای اتاق میل کنید.

 
پرتقال هیچ پس‌مانده‌ای ندارد زیرا تمام قسمت‌های آن قابل بازیافت می‌باشد.


نظرات() 

چهارشنبه 21 اسفند 1392

جملات الهام بخش

نویسنده: مدیریت وبلاگ - باجیگوابر   


 

لطفاً اگر می بینید کسی در حال پیشرفت است، چه مادی، چه شغلی یا چه در هر زمینه دیگر، بجای حسد ورزیدن و سنگ اندازی کردن، تحسینش کنید و بکوشید شما هم نقشی در رسیدن به اهدافش داشته باشید. اینگونه معنای انسانیت را به حد کمال می رسانید. افکار والا داشته باشید. همواره نیروهای نامرئی وجود دارند که آماده اند از رویای شما حمایت کنند و به آنها شکل واقعیت بدهند.


 

 

 

 

 


 

 


 

 

 

 

 

 

 

 


  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

   

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 




 

نظرات() 

چهارشنبه 21 اسفند 1392

فواید گریه کردن

نویسنده: مدیریت وبلاگ - باجیگوابر   

 اشک مایعی است که با فرآیند ایجاد اشک در چشمها تولید میگردد. وظایف اشک شامل تمیز کردن و شستشوی سطح چشم، ضد عفونی کردن چشمها، لغزنده کردن چشمها برای حرکت آسان کره چشم و پلک ها، جلوگیری ازخشک شدن چشم ها و پلک ها ، ایجاد ارتباط میان انسان ها، دفع مواد تجمع یافته حاصل از فرآیند پاسخ به استرس میباشد. فقدان اشک باعث ایجاد سوزش، خارش و قرمزی در چشمها، احساس وجود شن در چشم ها، حساسیت به نور، از دست رفتن شفافیت قرنیه، ایجاد زخم در قرنیه، عفونت های مکرر و شدید چشم ها، خشکی چشم ها و در نهایت منجر به نابینایی می گردد.

فیلم (پرده) اشک از سه لایه مجزا تشکیل یافته است:

1-لایه موکوس(mucous): داخلی ترین لایه فیلم اشک میباشد. چسبناک و لزج بوده و از موسین تشکیل یافته است. این لایه توسط سلولهای ملتحمه و قسمت داخلی پلک ها ترشح میشود. این لایه قرنیه را میپوشاند تا یک لایه آبگریز برای پخش و گسترش یکنواخت لایه آبی فراهم آید. این لایه فیلم اشک را روی سطح چشم می چسباند. بدون این لایه، فیلم اشک بصورت قطره های ریز در خواهد آمد.

2-لایه آبی(aqueus):آبکی بوده و 90 درصد فیلم اشک را تشکیل میدهد. حاوی آب و دیگر مواد نظیر پروتئین های لاکتوفرین، لیزوزیم و لیپوکالین، الکترولیت ها، آنتی اکسیدانها و برخی ویتامینها میباشد. این لایه عمدتا توسط غدد اشکی ترشح میشود. وظایف این لایه شامل: اکسیژن رسانی به سطح چشم، مبارزه با عفونت توسط آنتی بیوتیک های طبیعی (لیزوزیم و لاکتوفرین)، صاف کردن سطح چشم، شستن چشمها ازسلولهای مرده، گردوغبار، مواد محرک و حساسیت زا است.

3-لایه (چربی) لیپید(lipid): این لایه روغنی است و خارجی ترین لایه فیلم اشک را تشکیل میدهد. این لایه توسط غدد میبومین(meibomian) که در لبه پلک ها ی فوقانی و تحتانی واقع میباشند ترشح میشود. این لایه با ایجاد یک حایل آبگریز از تبخیر لایه اصلی فیلم اشک (لایه آبی) جلوگیری میکند. وظایف دیگر این لایه شامل: افزایش کشش سطحی و جلوگیری از سر ریز شدن اشک از پلک ها و لغزنده کردن چشم و تسهیل عمل بازو بسته کردن پلک ها میباشد.




غدد اشکی(lacrimal glands):


غدد اشکی در گوشه خارجی چشمها و پشت پلک های فوقانی قرار گرفته اند. غدد اشکی هر کدام به اندازه یک بادام بوده و 2 سانتی متر طول دارند. مایع اشکی از طریق 6-12 مجاری کوچک ترشحی به فضای میان چشم و پلک فوقانی وارد میگردد. با هر بار باز و بسته کردن چشم ها اشک ازمجاری ترشحی غدد اشکی مکیده شده و به سمت مجرای اشکی-بینی که به صورت دو سوراخ بسیار ریز در گوشه داخلی چشمها قرار گرفته هدایت میگردد. در انتها اشک به کیسه اشک و سپس به حفره بینی می ریزد. به همین علت است که هنگام گریه کردن ممکن است دچار آبریزش بینی گردید.


انواع اشک:


1-اشک پایه (basal tears): درچشمان پستانداران سالم قرنیه پیوسته (24 ساعته) توسط اشک های پایه خیس و تغذیه میگردد. این اشک باعث لغزنده شدن چشم ها و شستشوی چشمها از ذرات خارجی میگردد. مایع اشک حاوی آب+موسین+چربی ها+لیزوزیم+لاکتوفرین+لیپوکالین+ایمنوگلوبولین ها+گلوکز+سدیم کلراید+کلراید پتاسیم+آنتی اکسیدان ها+برخی ویتامینها میباشد.

2-اشک رفلکس(reflex tears):هر چزی که باعث تحریک و یا خشک شدن چشم شود، میتواند تولید این نوع اشک را افزایش دهد.این نوع اشک بطورغیرارادی و در پاسخ به مواد محرک چشم نظیر ذرات خارجی،گردوغبار،آلرژن ها،پاتوژن ها و مواد محرک دیگری همچون بخارات پیاز،گاز اشک آور و افشانه فلفل ترشح میگردد.این اشک ها سعی میکنند تا مواد محرک و آزاردهنده را از چشم ها پاک کنند.باد شدید و نور شدید خورشید نیز میتواند باعث تولید اشک رفلکس گردند.این اشک بیشتر آبکی بوده و از لیزوزویم و ایمنوگلوبولین بیشتری برخورداراست.

3-اشک احساسی و یا گریه(emotional tears/crying): این اشک هنگام احساساتی شدن انسان ها (استرس هیجانی ) و یا احساس درد فیزیکی ترشح میگردد. آغازگرهای هیجانی این نوع اشک معمولا خشم، اندوه، شادی، ترس، شوخ طبعی و ناکامی میباشند. ترکیبات شیمیایی این نوع اشک با ترکیبات دو اشک قبلی متفاوت است. اشک احساسی حاوی هورمونها و پروتئین های بیشتری میباشد. این اشک حاوی هورمونهای پرولاکتین، هورمون رشد، آدرنوکورتیکوتروپین، آندروفین و فلز منگنز میباشد.



نکات جالب درباره اشک و گریه :


1-به غیر از انسانها برخی معتقدند فیل ها و گوریل ها نیز میتوانند گریه کنند اما نه به پیچیدگی گریه انسانها. حیوانات دیگر اغلب هنگام درد کشیدن، وارد شدن اجسام خارجی در چشمها و یا خشک شدن چشمها دچار اشک ریزش میشوند. حیوانات (به ویژه نوزادان آنها) بصورت آوایی و مانند نوزادان تازه متولد شده گریه میکنند بدون تولید اشک.

2-غدد اشکی روزانه در حدود 2 قاشق پر چایخوری اشک تولید میکنند.

3-هر پلک زدن (باز و بسته کردن چشم) در حدود 100-150 میلی ثانیه بطول می انجامد. انسانها بطور متوسط هر 2 تا 10  ثانیه یکبار و 10 بار در دقیقه پلک میزنند.

4-شور بودن اشک عمدتا به علت وجود کلراید سدیم و پتاسیم در اشک میباشد. میزان نمک موجود در اشک با میزان نمک پلاسمای خون برابراست.

5-از آنجایی که جنین نیز در درون رحم قادر به گریه کردن است بنابراین گریه کردن نمیتواند یک رفتارآموختنی باشد. اما فرهنگ، سن، جنسیت، فرآیند اجتماعی شدن، شخصیت، روابط و بافت اجتماعی همگی میتوانند در شکل بیان گریه تعیین کننده باشند.

6-PH اشک اندکی قلیایی و خود اشک ترش و شور مزه میباشد.

7-سرفه شدید، استفراغ، احتقان بینی، آلرژی بینی، التهاب یا عفونت بینی و یا چشم و اختلالات عصبی نیز میتواند باعث اشک ریزش گردند.

8-گریه کردن در برخی فرهنگها عملی کودکانه و غیر موقر محسوب شده و گریستن در انظارعمومی تقبیح میگردد.

9-علت اشک ریزش هنگام خمیازه کشیدن و یا خندیدن وارد شدن فشار به غدد و کیسه اشکی میباشد. علت دیگر آن میتواند این مسئله باشد که غدد اشکی تحت کنترل سیستم عصبی خود مختار میباشند. این سیستم عصبی تمام کارکردهای غیرارادی را کنترل می کند. هنگامی که این اعصاب تحریک میشوند (هنگام خمیازه) غدد اشکی نیز اندکی تحریک میگردند.

10-بسیاری از افراد به علت مبتلا بودن به خشکی چشم قادر به گریه کردن نمیباشند. اما دراختلال دیگری که در پی آسیب به مغزایجاد میگردد فرد مبتلا ممکن است بطور مداوم برای ساعتها بدون علت گریه کند.

11-علت سوزش و اشک ریزش چشمها هنگام خرد کردن پیاز به علت وجود آنزیمها و آمینو اسید سولفوکساید موجود در سلولهای پیاز میباشد. آمینو اسید سولفوکساید توسط آنزیمهای پیاز به سولفینیک اسید تبدیل میشود، که بسیار ناپایدار بوده و فورا به گازی فرار تبدیل میگردد. هنگامی که این گاز با آب درون چشم (اشک) ترکیب میگردد تولید اسید سولفوریک ملایمی را میکند که باعث سوزش و اشک ریزش میشود. با افزایش تولید اشک بدن سعی میکند تا اسید سولفوریک را رقیق و از چشمها بشوید. برای جلوگیری از سوزش و اشک ریزش چشمها هنگام خرد کردن پیاز به توصیه های زیر عمل کنید:

* دستان خود وپیاز را قبل از خرد کردن با آب خیس کنید تا گاز متصاعد شده با، آب روی دستها و پیاز واکنش نشان دهد نه با اشک چشمها.

* تنها با دهان خود تنفس کنید. عمل دم گازها را به درون ریه کشانده و عمل بازدم نیز باعث پراکنده شدن گاز میشود.

* از چاقوی تیز برای بریدن و خرد کردن پیاز استفاده کنید تا سلولهای کمتری در پیاز دچار پارگی شوند.

* قبل از خرد کردن پیاز آن را نیم ساعت درون یخچال قرار دهید. چراکه کاهش دما فعالیت آنزیمهای پیاز و انتشار گاز را کاهش میدهد.



علل گریه کردن:


1-نوزادان از گریه به عنوان ابزار بقا استفاده میکنند. گریه کودکان یک وسیله ارتباطی با مادر بوده و از طریق آن طلب کمک میکنند. علل اصلی گریه نوزادان گرسنگی، پوشک خیس، کثیف و یا نامناسب، نیاز به تماس بدنی و نوازش، درد ناشی از گاز معده و روده، سرما و گرمای شدید، کسالت و بی حوصلگی، استرس، محیط پر ازدحام، درد و جلب توجه میباشد.

2-علل گریه در افراد بزرگسال عمدتا شامل غم و اندوه(49%)، شادی و خوشی(21%)، خشم(10%)، همدردی(7%)، اضطراب(5%) و ترس(4%) میباشد.

3-انسان ها برای تحت تاثیر قرار دادن و برانگیختن احساسات و ترحم دیگران نیز متوسل به گریه میشوند.

فواید گریه کردن:

1-هنگامی که ما دچار استرس هیجانی می شویم، مغز وبدن ما شروع به تولید ترکیبات شیمیایی و هورمونهای خاصی میکند. گریه کردن کمک میکند تا این ترکیبات شیمیایی زائد که نیازی به آنها نیست از بدن حذف گردند.

2-اشکهای احساسی در واقع مواد سمی ای که در پی استرس هیجانی در خون تجمع می یابند را از بدن دفع میکند.

3-اشکهای احساسی سطح منگنز بدن را کاهش میدهند. این مواد معدنی بروی خلق و خو تاثیر مستقیم میگذارد. غلظت منگنز اشک احساسی 30 برابر بیشتر از منگنز موجود در سرم خون است.

4-اشک احساسی نسبت به اشک پایه و رفلکس حاوی 24 درصد پروتئین آلبومین بیشتری میباشد.

5-گریه مانند ادرار و تعریق باعث حذف مواد سمی  و محصولات زائد بدن میشود.

6-گریه یک مکانیسم رایگان، طبیعی و قدرتمند برای کنار آمدن با درد، استرس و اندوه میباشد.

7- هورمونهایی که پس از استرس در بدن انباشته میشوند به حد سطح سمی رسیده و باعث تضعیف سیستم ایمنی بدن و دیگر فرآیندهای بیولوژیکی میشوند. اشک های احساسی به عنوان دریچه اطمینان برای قلب عمل میکنند.

8-ترکیباتی که حین استرس در بدن تجمع می یابد با اشک خارج میگردند. همین امر باعث کاهش استرس میگردد. این مواد شامل آندورفین (lucine-enkephaline)، که در کنترل درد موثر است، پرولاکتین که در تنظیم تولید شیر نقش دارد، و آدرنوکورتیکوتروپین (ACTH) که  یک نشانگر مهم استرس است، میباشند. سرکوب گریه و اشک باعث افزایش استرس میگردد.

9-نه تنها گریه باعث ارتقای سطح سلامتی فرد میشود بلکه در افزایش حس تعلق در گروه نیز تاثیر گذاربوده و موجب افزایش حضور و دخالت دیگران در تامین رفاه فرد میشود. اشک ها یک روش موثر در ایجاد ارتباط بوده و در برانگیختن حس همدردی و دلسوزی سریعتر ازهر ابزار دیگری عمل میکنند. گریه بطور موثری بازگو کننده آنست که شما در مورد یک دلمشغولی خاص صادق و بی ریا بوده و در کنار آمدن با آن مشکل مضطرب میباشید.

10-گریه عملی طبیعی، سالم و شفا بخش است.

11-گریه در کاهش و جلوگیری از بیماریهای مرتبط با استرس موثر میباشد.

12-خنده و گریه دو ابزار کارآمد درکاهش استرس و رهایی ازاحساسات منفی میباشند.

13-هنگامی که گریه سرکوب میشود، هیجانات رها نمی شوند و خصایص شخصیتی مخرب همچون پرخاشگری بروز میکنند.

14- به باور دانشمندان سرکوب و امتناع از گریه کار معقولی نیست. اما برخی افراد که پس از مورد انتقاد قرار گرفتن، مشاجره با دوستان، مواجهه با ناکامیهای کوچک فورا شروع به گریستن میکنند، باید به روانشناس مراجعه کنند. چراکه معمولا علت اصلی این نوع گریه ها اعتماد بنفس پایین و یا مشکلات روانی مزمن در فرد بوده و بایستی فرد تحت درمان قرار گیرد.

15-انسان ها پس از گریه کردن از لحاظ جسمی و روانی احساس بهتری میکنند و در واقع سبک و خالی میشوند. (به علت دفع مواد انباشته شده که توضیح داده شد)

16-گریه یک ابزار برقراری ارتباط است یک زبان جهانی برای درخواست کمک و حمایت اجتماعی.

17-گریه کمک میکند به آزاد سازی آندورفین ها به جریان خون. آندورفین ها ترکیبات شیمیایی ای هستند که باعث بهبود خلق و خو و تسکین درد میشوند.



تفاوت گریه در مردان و زنان:


1-زنان 4 تا 5 برابر بیشتر از مردان گریه میکنند.5.4  بار در ماه.

2-دختران وپسران تا قبل از بلوغ به یک میزان گریه میکنند، چراکه ترشح هورمون پرولاکتین که باعث تحریک تولید اشک میشود به یک میزان در هر دو جنس تولید میشود.

3-پس از بلوغ میزان ترشح پرولاکتین که در تولید و تناوب گریه موثر است در زنان 60 درصد بیشتر از مردان میشود.

4- غدد اشکی مردان از لحاظ ساختاری متفاوت و کوچکتر از غدد اشکی زنان میباشد. شاید یکی از دلایل بیشتر گریه کردن زنان نیزهمین مسئله باشد. مردان و زنان نمیتوانند یکدیگر را بخاطر چگونه گریه کردنشان مورد سرزنش قرار دهند.

5-یکی دیگر از علل بیشتر گریه کردن زنان باورهای فرهنگی میباشند، که اجتماع گریه کردن زنان را بیشتر مورد پذیرش قرار میدهد.

6-مردان آرام، بدون صدا و با اندکی اشک گریه میکنند. بطوری که معمولا کاسه چشمان آنها از اشک پر میشود، اما بندرت اشک به گونه ها سرازیر میگردد.

7-اما زنان معمولا  پر سرو صدا و با اشک های فراوان گریه میکنند.

8-مردان اغلب در نتیجه احساسات مثبت و زنان پس از درگیری و مشاجره با دیگران و یا در نتیجه احساس بی کفایتی گریه میکنند.

همچنان علت و فرآیند اشک های احساسی مبهم و رازآلود باقی مانده است. کماکان پرسشهای بدون پاسخ مانده ی بسیاری وجود دارند نظیر: چنانچه گریه کردن به منظور کاهش استرس طراحی گردیده پس فلسفه اشک شوق و شادی چیست؟ و یا اگر گریه یک وسیله ارتباطی با دیگر همنوعان است پس چرا انسانها در خلوت وتنهایی خود نیز گریه میکنند؟

نظرات() 

چهارشنبه 21 اسفند 1392

۱۴ فایده شاد بودن

نویسنده: مدیریت وبلاگ - باجیگوابر   

 

منتظر موفقیت نمانید تا برایتان شادی بیاورد. از شادی برای رسیدن به موفقیت استفاده کنید. -- کریستینا نلسون

۱. ترس، اضطراب و استرس را در خود از بین می‌برید. نمی‌توانید در عین حال شاد و افسرده باشید. این غیرممکن است. وقتی تصمیم می‌گیرید درون خودتان مثبت باشید، منفی‌ها دیگر باید بیرون بروند. درست مثل وارد شدن به یک اتاق تاریک می‌ماند؛ شما سر تاریکی داد نمی‌زنید و نمی‌گویید که باید از آنجا بیرون برود. سعی نمی‌کنید آن را بگیرید و جسم آن را از اتاق بیرون بینذازید تا نور بتواند داخل شود. شما آن را نادیده می‌گیرید چون می‌دانید که کاری که باید بکنید این است که خیلی ساده کلید برق را بزنید و همان موقع نور وارد خواهد شد. وقتی نور باشد، تاریکی اتوماتیک‌وار ناپدید می‌شود. هیچ جنگی نیست!
 


۲. احساس بهتری پیدا می‌کنید.
وقتی در وضعیت ذهنی شادی و لذت باشید، بدنتان موادی ترشح می‌کند که آن احساس «فوق‌العاده» را به شما می‌دهد.
 


۳. بدنتان خود را التیام می‌بخشد.
وقتی شاد هستید، بدن شما اندورفین و سایر مواد شیمیایی که به ترمیم و التیام یافتن بدن کمک می‌کند، ترشح خواهد کرد. انبوهی از داستان‌های افرادی است که بهبودی‌های معجزه‌آسا داشته‌اند. برای خیلی‌ها پیش آمده که بدنشان سرطان و بیماری‌های دیگر را با التیام داده و یا از بین برده است. علم ثابت کرده است که وقتی ترس و تردید از بین برود، فرصت بهتری برای بهبودی به بدن داده می‌شود.
 


۴. در فرکانس انرژی بالاتری حرکت خواهید کرد.
وقتی شاد هستید، در سطح بالاتری از معنویت به سر می‌برید؛ وضعیتی برای بخشیدن و دوست داشتن، همان خصوصیات خداوند، همان نیروی برتری که باعث تپیدن قلبتان و نظم کهکشان‌ها می‌شود.
 


۵. به دیگران انرژی مثبت می‌دهید.
یک لبخند، به کسی که از جلوی او عبور می‌کنید باعث می‌شود آنها هم به شما در جواب لبخند بزنند. این حس خوبی به شما نمی‌دهد؟ به آنها هم دقیقاً همین حس خوب را منتقل می‌کند.
 


۶. دیگران به طور مثبتی تحت تاثیر قرار می‌گیرند.
انرژی مثبت شما سطح اندورفین را در بدن آنها هم بالا می‌برد و باعث می‌شود آنها هم احساس فوق‌العاده‌ای پیدا کنند.
 


۷. دیگران به سمتتان کشیده می‌شوند.
آدمها دوست دارند حس خوبی داشته باشند به همین دلیل دوست دارند همیشه دور و اطراف شما باشند. اگر بخواهید افراد منفی را از اطرافتان دور کنید و افراد مثبت را به سمت خود بکشانید، این روش خوبی است.
 


۸. دیگران هم به سمتتان انرژی مثبت می‌فرستند.
شما سطح اندورفین را در بدن آنها بالا می‌برید و انرژی مثبتشان را زیاد می‌کنید و دقیقاً عین همین به سمت خودتتان برمی‌گردد.
 


۹. خوبی‌های دیگران را می‌بینید. وقتی شاد هستیم به طور طبیعی خوبی‌های بیشتری در اطرافمان و دیگران می‌بینیم. آدمها همیشه نسبت به تشویق واکنش بهتری دارند تا انتقاد. به همین دلیل در کار و بیزنس، پیدا کردن خوبی‌های دیگران باعث خواهد شد مدیر، معلم و همکار بسیار بهتری باشید. و در زندگی شخصی‌تان هم همسر، دوست، همسایه و والدین بهتری خواهید بود.
 


۱۰. دیگران سعی خواهند کرد بیشترین تلاششان را برای شما بکنند تا اینکه فقط از کنارتان رد شوند.
وقتی توانایی‌های فردی را تشخیص می‌دهید و مدام آن را به گوششان می‌رسانید، موجب تشویق و انگیزه دادن به آن فرد خواهید شد. آدمها عاشق این احساس هستند و بیشتر از آن طلب می‌کنند و به همین دلیل به آن کار ادامه خواهند داد. این برای رهبری کارمندان، همسر و فرزندان روشی فوق‌العاده خواهد بود.
 


۱۱. از میان شرکت‌ها، فروشگاه‌ها و … مشتریان به دنبال شما خواهند بود.
فردی که مملو از آرامش و شادی است، اعتمادبه‌نفس دارد زیرا از وجود خود شاد است. این اعتمادبه‌نفس مشتریان بسیار بیشتری را به سمت خود می‌کشاند.
 


۱۲. احتمال ترفیع درجه کاری شما بیشتر خواهد بود. آماری وجود دارد که نشان می‌دهد افراد شاد عملکرد بهتری در کار خود دارند، کارهای بهتری پیدا می‌کنند و پول بیشتری در می‌آورند. احتمال زیادی وجود دارد که وقتی مدیر، ناظر یا رئیستان می‌بیند که بهتر کار می‌کنید و با مشتریان رفتار بهتری دارید، بخواهد به طریقی به شما پاداش بدهد، چه با افزایش حقوق و چه با ترفیع مقام.
 


۱۳. همسرتان در خانه درمقابل عشق و شادی که به او می‌دهید، عشق و شادی تحویلتان خواهد داد.
هر چیزی که فکر می‌کنید از طرف همسرتان دریافت نمی‌کنید، خودتان به طریقی محبت‌آمیز به او بدهید. بالاخره او هم نرم شده و همان‌ها را در مقابل به شما خواهد داد. و اگر در ابتدا به نظرتان سخت می‌آید، تا زمانیکه شروع به انجام آن کنید، وانمود کنید. شادی شما به اینکه دیگران چه بکنند یا نکنند متکی نیست. باید در همه چیز و همه کس خوبی ببینید. وقتی شاد هستید، اتوماتیک‌وار دوست دارید بخشنده باشید و خوبی‌های دیگران را می‌بینید. و آنها هم بالاخره همان را به شما نشان خواهند داد.
 


۱۴. بچه‌ها واکنشی عالی به افکار و احساسات مثبت دارند و این باعث رفتارهای مثبت در آنها می‌شود.
خواهید دید که بچه‌ها چقدر سریع با شما همراه خواهند شد و شروع به خندیدن، لبخند زدن و لذت بردن از زندگی خواهند کرد. وقتی آنها را به طریقی مثبت و محبت‌آمیز تشویق کنید، برای هر کاری که از آنها بخواهید آماده خواهند بود.

منتظر موفقیت نمانید تا برایتان شادی بیاورد. از شادی برای رسیدن به موفقیت استفاده کنید. -- کریستینا نلسون

نظرات() 

چهارشنبه 21 اسفند 1392

آب درمانی

نویسنده: مدیریت وبلاگ - باجیگوابر   

آب از گذشته‌های برای درمان‌های مورد استفاده قرار می‌گرفت بر این اساس از زمانی که قبایل بدوی و ملت‌های متمدن شکل گرفت از آب برای درمان بیماری استفاده می‌شد. آب درمانی در طب سنتی و از سرزمین‌هایی مانند چین به وجود آمده است که از آن در اشکال مختلف گرم، سرد، روان و... با توجه به نوع بیماری و درمان آن تجویز می‌شد، خوب است بدانید که مصرف صحیح آب نه تنها تندرستی ما را حفظ می‌کند، بلکه در صورت از دست رفتن تندرستی یا بروز اختلال در سلامتی بدن از طریق پاکسازی مواد زاید از بدن، می‌تواند بدنی سالم را برای ما به ارمغان بیاورد.

البته در صورتی که از این ماده حیاتی به صورت غیراصولی استفاده شود می‌تواند به همان اندازه به بدن آسیب برساند، در این زمان است که بیان می‌شود آب درمانی مضر است و هیچ کس به سراغ آن نرود.

 

افزایش جریان خون و آب درمانی
خوب است بدانید که حالت بدن در آب با خشکی متفاوت است؛ زیرا به طور کلی زمانی که انسان در آب قرار می‌گیرد تغییراتی در بافت‌ها و اندام‌های بدن ایجاد می‌شود و همین موضوع موجب بروز تغییرهایی در درجه حرارت بدن خواهد شد. البته این حالت هنگام شنا کردن بیشتر دیده می‌شود و همین موضوع با افزایش حرارت بافت‌های مختلف بدن میزان سوخت و ساز با متابولیسم عمومی همراه است که در نتیجه همه این رویدادها افزایش درجه حرارت بدن و تند شدن جریان خون نیز را به همراه دارد.

 

تقویت عضلات نتیجه آب درمانی
البته کسانی که در آب قرار می‌گیرند احساس بی‌وزنی می‌کنند که همین بی‌وزنی موجب کاهش وزن اندام و در نتیجه انجام بهتر و راحت‌تر انواع تمرین‌ها می‌شود. به کسانی که از دچار کمردرد هستند توصیه می‌کنیم که گاهی با مشورت پزشک در استخر فقط راه بروند؛ بنابراین به طور کلی کاهش درد و گرفتگی عضلانی، تقویت عضلات، جلوگیری از پوکی استخوان، ارتقاء بهداشت پوست و مو و جلوگیری از ایجاد زخم فشاری و... از جمله مزایای آب درمان است.

 

هر بیماری با آب درمان نمی‌شود
خوب است بدانید که همه دردهای مفصلی با ورزش در آب درمان نمی‌شود زیرا تجویز آب درمانی دارای شرایطی است که پزشک با توجه به آن درمان را برای بیمار تجویز می‌کند. به طور مثال در بیماری روماتوئید آرتریت رطوبت آب موجب فعال شدن روماتیسم می‌شود و این زمان است که درد با فعالیت در آب افزایش می‌یابد. بنابراین بدون تجویز پزشک نباید به آب درمانی روی بیاوریم.

 

مبتلایان به دیسک کمر! آب درمانی با احتیاط
در دیسک‌های شدید بیشتر از 50% یا تنگی شدید کانال نخاعی انجام هرگونه فعالیت آب درمانی با احتیاط باید صورت گیرد، زیرا این نوع ورزش‌ها موجب افزایش درد و بی‌حسی اندام‌ها می‌شود. بنابراین این گونه فعالیت خودسرانه نه تنها دردی را دوا نمی‌کند بلکه دردهای جدیدی به بیمار تحمیل خواهد کرد به طوری که فرد مجبور است برای درمان آن به روش‌های دیگر متوسل شود.

 

کوچک کردن شکم با پیاده‌روی در آب
باید توجه داشته باشید که انجام هر نوع تمرین با بیماری همخوانی داشته باشد. به طوری که راه رفتن در آب با حرکت پا به سمت جلو و عقب به تقویت عضله‌های کمر، لگن و شکم خواهد شد که در موارد کمردرد‌های مزمن و کوچک کردن شکم کاربرد دارد.

 

قبل از آب، تمرین کنید
خوب است بدانید که بهترین راه برای تسکین دردها انجام تمرین‌های ورزشی متناسب با مشکل بیمار است به طوری که ابتدا تمرین‌های سبک آغاز می‌شود و به مرور با توجه به توان بیمار افزایش یابد.

بنابراین توصیه می‌شود افراد بیمار پیش از ورود به استخر در جکوزی یا سونا به مدت 5 دقیقه به نرمش‌های بی‌ضرر و بدون پرش اقدام کنند. البته باید توجه داشته باشید که انجام این حرکت‌ها منوط به وجود نداشتن عارضه‌های محدود کننده مانند: مشکلات قلبی و حساسیت‌های پوستی و... است. بنابراین باید بیماران با توجه به وضعیت جسمانی خود و در میان گذاشتن آن با پزشک معالج چنین درمان‌هایی را انجام دهند.

 

توصیه‌های نهایی
در آب‌های خنک‌تر مدت زمان کوتاه‌تری باید حضور داشت، بنابراین توصیه می‌شود آب ولرم، نه سرد و نه گرم، در درمان بعضی بیماری‌ها موثر است، به شرط آنکه توسط پزشکی مجرب در زمینه آب درمانی تجویز شده باشد؛ بنابراین برای درمان هرگونه درد در دست و پا نباید آب درمانی انجام شود.

نظرات() 

فکر می‌کنید چرا بچه‌یتان حرص شما را در می‌آورد و مدام باید برای هر کاری به دنبال او را بیفتید تا حرفتان را گوش دهد بهتر است خودتان را اذیت نکنید. این رفتار او دلیل موجهی دارد.

خبرگزاری فارس: فکر می‌کنید چرا بچه‌ها لجبازی می‌کنند آیا آن‌ها می‌خواهند شما را اذیت کنند و لج شما را در بیاورند. نه شما در اشتباهید آن‌ها در حال تجربه کردن هستند و می‌خواهند همانند شما رفتار کنند، آن‌ها به دنبال استقلال هستند.  

 

هادی معتمدی، روانپزشک می‌گوید:«لجبازی کودکان در سنین یک تا دو سالی به معنای کنجکاوی، در دو تا ۶ سالگی به معنای استقلال‌طلبی و مالکیت بر اشیا و در سنین مدرسه به معنای اعتراض به وضع موجود است.»


هادی معتمدی می‌گوید:«لجبازی مفهوم عام دارد و در هر سنی نحوه بروز آن متفاوت است.»


این روانپزشک ادامه می‌دهد:«لجبازی در سنین پایین به صورت کنجکاوی است که با افزایش سن آرام آرام از مفهوم کنجکاوی به سمت مالکیت و استقلال‌طلبی رفته تا اینکه به سمت تفکر اشتراکی پیش‌ می‌رود؛ پس به طور کلی می‌توان گفت لجبازی طیف گسترده‌ای از کنجکاوی، مالکیت بر اشیاء، استقلال‌طلبی و معاندت و مخالفت را در سنین بالاتر پیشرو دارد.»

به گفته این استاد دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی بیشتر اوقات لجبازی کودک به مفهوم لجبازی نیست بلکه بیانگر استقلال‌طلبی آن‌ها است چرا که کودکان با انجام کارهایی که مخالف خواسته پدر و مادر است می‌خواهند به آن‌ها بگویند که مستقل هستند.


معتمدی می‌افزاید:« در سن دو تا سه سالگی لجبازی به معنای استقلال است و در سن مدرسه و پیش‌دبستانی لجبازی به معنای اعتراض به وضع موجود و راضی نبودن از اتفاقات جاری است.»


این روانپزشک می‌گوید:«در سنین بالاتر که سنین آموزش پذیری است لجبازی می‌تواند از سر خطا باشد یعنی بچه‌ها کاری را انجام می‌دهند که کار درستی نیست اگر چه در سن عقلانیت هستند ولی از بی‌تجربگی و از روی مخالفت کارهای نادرست را انجام می‌دهند.»


معتمدی برای برخورد با این نحوه رفتار در کودکان یک تا دو ساله می‌گوید که خانواده‌ها سعی کنند با دور کردن خطر از کودکان اجازه دهند تا کودک کارش را انجام دهد چرا که کودک از سر کنجکاوی لجبازی می‌کند.


به گفته وی هنگامی که کودکان در سنین پیش‌دبستانی هستند بهتر است والدین با کودک صحبت کنند و ضررهای لجبازی کودک را به او گوشزد کنند و پس از آگاه‌ سازی با کودک به توافق برسند.


اما این روانشناس می‌گوید که لجبازی کردن بچه‌ها در سنین بالا دیگر نشانه استقلال طلبی آن‌ها نیست بلکه نمودی از مخالفت با خانواده است. وی می‌گوید:«در سنین بالاتر باید از رفتار نادرست جلوگیری کند مثلا نوجوانی که سیگار می‌کشد و عنوان می‌کند که دلش می‌خواهد این کار را انجام دهد این رفتار دیگر یک لجبازی ساده نیست بلکه به مرحله مخالفت با خانواده رسیده است.»


براساس آنچه روانشناسان می‌گویند برخورد والدین با کودک باید بسته به شرایط متفاوت باشد، اما والدین بدانند در هیچ سنی تنبیه کار عقلانی و درستی نیست چرا که در تربیت نوین تنبیه جسمی مورد قبول نیست.


این روانپزشک توصیه می‌کند که می‌توان در برخی موارد با محروم کردن فرزند از چیزهای مورد علاقه وی را به نادرستی کارهایش آگاه ساخت.

نظرات() 

بچه‌ها مثل اسفنج می‌مانند. نگاه می‌کنند و هر چه که در محیطشان باشد را جذب می‌کنند، مخصوصاً از طریق دیداری و شنیداری. اکثر کلمات و رفتارهای آنها ناشی از تقلید از والدینشان  یا بزرگترهای دیگر در اطرافشان است. خیلی وقت‌ها از کلماتی که از دهان آنها بیرون می‌آید حسابی شگفت‌زده می‌شوید. و وقتی مدرسه را شروع می‌کنند، با تاثیرات همسالانشان  بمباران شده و دنیای امن و راحتشان زیر و رو می‌شود. اما اگر فرزندانتان را از همان ابتدا با ۱۰ مورد از مهمترین ارزش‌ها آشنا کنید، می‌توانند به خود متکی شده و زندگی شاد و راحت داشته باشند.

 
۱. صداقت
جایی در مسیر بزرگ شدن، بچه‌ها دروغ گفتن را یاد می‌گیرند، حتی ممکن است آن را از والدینشان هم یاد نگرفته باشند. تلویزیون، بچه‌های دیگر یا حتی بزرگترهای دیگر ممکن است باعث این نوع رفتارهای آنها شده باشند. حتی می‌تواند یک نوع مکانیزم دفاعی برایشان باشد. اگر اهمیت صداقت را برایشان توضیح دهید و مطمئنشان سازید که همیشه برای شنیدن حرف‌هایشان آماده‌اید، آنوقت برایشان در دسترس‌تر خواهید بود مخصوصاً زمان‌هایی که می‌دانند کار اشتباهی انجام داده‌اند. خیلی از بچه‌ها بخاطر ترس از فریادهای والدینشان یا کتک خوردن می‌ترسند واقعیت را با والدینشان در میان بگذارند. باید به آنها بفهمانید که رفتار بد آنها مطمئناً عواقبی خواهد داشت اما همیشه بخاطر اینکه شجاعت لازم برای گفتن واقعیت را داشته‌اند تحسینشان کنید. از همه مهمتر اینکه شما هم باید خود فردی صادق باشید زیرا اگر در شما بی‌صداقتی ببینند آنها یاد خواهند گرفت.

 
۲. احترام
بچه‌ها احترام را از محیط خانه و خانواده‌شان یاد می‌گیرند. اگر بچه ها ببینند که شما بعنوان والدین چقدر محترمانه با هم رفتار می‌کنید، چقدر رفتارتان با خود آنها و بقیه افراد خانواده با ادب و احترام است، مطمئن باشید که از شما الگو برمی‌دارند. بچه‌ها رفتارها را درست مثل کلمات تقلید می‌کنند. گفتن کلماتی مثل «خواهش می‌کنم»، «لطفاً»، «متشکرم» و «عذر می‌خواهم» در جلو آنها به آنها احترام و ادب را یاد می‌دهد. همچنین باید به آنها یاد بدهید به بدن، اموال، نظرات و اعتقادات دیگران هم احترام بگذارند.

 
۳. قدرشناسی
خوب می‌دانیم که چقدر راحت ممکن است زندگی و آدم‌ها را کوچک بشماریم. آنقدر درگیر نقاط منفی زندگی خود می‌شویم که یادمان می‌رود برای نقاط مثبت آن شکرگزار باشیم. به فرزندانتان یاد بدهید که هر روز حتی برای کوچکترین چیزها شکرگزار باشند، چیزهای کوچکی مثل هوا یا یک لبخند از کسی. به آنها یاد بدهید که برای اینکه زنده هستند، برای خانواده و دوستانشان، غذایی که می‌خورند، لباس‌هایشان، سقف بالای سرشان و سلامتی‌شان قدرشناس باشند. به آنها نشان دهید که هر روز برای آنها نعمتی است از جانب خداوند. حتی می‌توانید به آنها یاد بدهید که از نعمت‌هایی که خداوند به آنها بخشیده لیست تهیه کنند. این کارها به آنها آموزش می‌دهد که برای همه چیز باید شکرگزار باشند.

 
۴. سخاوت
ما در دنیای «من می خواهم» زندگی می‌کنیم. من، من، من! بچه‌ها هم در چنین دنیایی زندگی می‌کنند اما لزومی ندارد که آنجا بمانند. در سال‌های قبل از مدرسه بچه‌ها تقسیم کردن را یاد می‌گیرند. اگر روی این مسئله در خانه تاکید شود، برای آنها دشوار نخواهد بود. اینکه به آنها یاد بدهید به دیگران کمک کنند هم نوعی سخاوت و بخشندگی است زیرا به آنها یاد می‌دهد که در وقتشان بخشنده باشند. وقتی خودتان به نیازمندان لباس و غذا هدیه بدهید، آنها هم درک می‌کنند که باید بخشنده باشند.

 
۵. خاص بودن
بچه‌های کوچک موجودات سازگاری نیستند. هر کاری که دوست دارند را در هر زمان که دوست دارند و با هر کسی که دوست دارند انجام می‌دهند. اما هرچه سنشان بالاتر می‌رود، یاد می‌گیرند خودشان را با همسالانشان مقایسه کنند و تفاوت‌ها و شباهت‌های بین آنها را می‌بینند. ممکن است تلاش کنند با آنچه که بقیه دارند یا انجام می‌دهند سازگار شوند یا ممکن است نفهمند چرا بعضی افراد اینقدر با آنها فرق دارند. باید به فرزندانتان یادآور شوید که از همان ابتدای کودکی خاص هستند. به آنها بفهمانید که فردیت آنها باعث خاص بودنشان است. آنها را تشویق کنید فردیت خودشان را از طریق علایقشان کشف کنند. آنها را هم‌کلاسی‌ها یا دوستانشان مقایسه نکنید و برایشان توضیح دهید که بقیه آدمها هم خاص هستند اما نباید به خاطر خاص بودنشان به طور متفاوتی با آنها برخورد شود. ممکن است بچه‌ای بپرسد که چرا یک نفر این شکلی است یا اینطوری حرف می‌زند یا رفتار می کند. برایشان توضیح دهید که چرا آن فرد متفاوت است و بر روی خصوصیات خاص آن فرد تاکید کنید. این به آنها کمک خواهد کرد تفاوت‌های آدمها را بپذیرند.

 
۶. بخشش
اگر بخشیدن به بچه‌ها آموزش داده شود، در بزرگسالی انسان‌های بهتری خواهند شد. آدمها ممکن است چه خواسته و چه ناخواسته در حق آنها بدی کنند. این چیزی نیست که بتوانیم بچه‌هایمان را به طور کامل در برابر آن حفظ کنیم. اما اگر بخشندگی را یاد بگیرند، محبت و مهربانی را هم یاد می‌گیرند. وقتی کسی به آنها صدمه می‌زند، وقتی می‌خواهند دردشان را ابراز کنند به حرف‌هایشان گوش دهید اما در آخر برایشان توضیح دهید که کینه نگه داشتن از آن فرد فقط باعث تیرگی آنها می‌شود. کینه آنها را اسیر خود می‌کند و به فرد آسیب‌رسان قدرت بالاتری می‌دهد. دیگر نخواهند توانست مثل قبل در زندگی خود پیش روند و زندگی شادی داشته باشند زیرا تلخی از درون، آنها را می‌خورد. سعی کنید به آنها بفهمانید که آن فرد به این علت به آنها صدمه زده است که خودش هم در عمق وجود خود آسیب دیده است. تنها دلیلی که باعث می‌شود بخواهیم به دیگران آسیب بزنیم این است که بخواهیم با صدمات و آسیب‌هایی که خودمان خورده‌ایم کنار بیاییم.

 
۷. شوخ‌طبعی
زندگی پر از فراز و نشیب است. پر از هیجان و همچنین درد است. بچه‌ها در هر موقعیتی خنده را می‌بینند و در واقعیت باید این را از آنها یاد بگیریم. آنها می‌توانند خیلی راحت به عقب برگردند و معمولاً هیچ چیز را جدی نمی‌گیرند. برای آنها زندگی فقط یک زمین بازی بزرگ است. باید به بچه‌هایتان کمک کنید تا پایات عمر با این طرز تفکر زندگی کنند. وقتی بزرگتر می‌شوند، با شروع شدن مدرسه و فشار همسالان زندگی سخت‌تر می‌شود. به آنها نشان دهید چطور می‌توانند با خندیدن زندگی‌شان را بهتر کرده و با جوک تعریف کردن برای هم دیگر  انجام فعالیت‌های مفرح مثل کتاب خواندن، بازی کردن در پارک یا فقط حرف زدن با همدیگر درمورد زندگی، وضعیت خود را بهتر کنند. اینکه بدانید چه چیز باعث به خنده انداختن یا لبخند زدن فرزندانتان می‌شود رابطه شما را با آنها قوی‌تر خواهد کرد.

 
۸. نگرش مثبت
داشتن نگرش مثبت در کنار شوخ‌طبعی عالی است. خیلی وقت‌ها زندگی بسیار ناامیدکننده می‌شود و بعنوان افراد بزرگسال می‌دانیم که چقدر راحت ممکن است اسیر منفی‌بافی‌های دور و برمان شویم. مخصوصاً وقتی همه چیز آنطور که ما دوست داریم پیش نرود و به آنچه که می‌خواهیم نرسیم، ایمانمان را برای داشتن فردایی روشن‌تر از دست می‌دهیم. بچه‌ها باید با اهمیت داشتن نگرش مثبت در زندگی آشنا شوند زیرا متاسفانه آدمها و اتفاقات زندگی خیلی وقت‌ها موجب ناامیدی آنها خواهند شد. و وقتی این اتفاق بیفتد، اگر نگرشی مثبت داشته باشند، خواهند توانست در زندگی پیش رفته و ایمان داشته باشند که زندگی برایشان شادی به ارمغان خواهد آورد. داشتن نگرش مثبت با داشتن والدینی مثبت شروع می‌شود. نشان دادن رفتار و نگرش مثبت از جانب شما اهمیت بسیار زیادی دارد زیرا شما الگوی فرزندانتان هستید. اگر فقط از شما حرف‌ها یا رفتارهای منفی ببینند، آنها هم همانطور رفتار خواهند کرد و برعکس. 

 
۹. پشتکار
هیچکدام از ما انسان کاملی نیستیم، به همین دلیل هیچوقت نمی‌توانیم کاری را کامل انجام دهیم، مخصوصاً اگر دفعه اولی باشد که آن را امتحان می‌کنیم. پشتکار به بچه‌ها کمک می‌کند هیچوقت دلسرد نشده و برای چیزهایی که می‌خواهند به تلاششان ادامه دهند. وقتی خیلی کوچک هستند کارهایی مثل راه رفتن، بازی کردن، غذا خوردن و از این قبیل را نمی‌توانند به خوبی و کامل انجام دهند. اما آنقدر تلاش می‌کنند که موفق می‌شوند زیرا هنوز با معنی دلسردی و ناامیدی آشنا نشده‌اند. اما این مسئله با بالا رفتن سنشان تغییر می‌کند. دچار ترس‌هایی می‌شوند و شروع به مقایسه خودشان با همسالان خود می‌کنند. فشارهای مدرسه و درس‌هایشان هم هست. شما بعنوان والدین آنها باید بطور مداوم تشویقشان کنید که به راهشان ادامه داده، بیشترین تلاششان را به کار گیرند. باید به آنها نشان دهید که چقدر به وجودشان افتخار می‌کنید. وقتی می‌بینید خسته و ناامید شده‌اند، با هدایت و راهنمایی آنها و سوال پرسیدن از آنها به جای ارائه پاسخ سوالاتشان، به آنها کمک کنید. اگر در سن کم پشتکار داشتن را بیاموزند، در بزرگسالی افرادی پرتلاش و سخت‌کوش شده و یاد می‌گیرند که در هر کاری نهایت تلاششان را به کار گیرند.

 
۱۰. عشق
آخرین مورد که البته از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است، آموزش شور و عشق به فرزندان است: شور زندگی و عشق به مردم و چیزهایی که از آن لذت می‌برند. بدون عشق آنها زندگی بسیار عادی و رویاهایی معمولی خواهند داشت. عشق مجموعه‌ای از سایر ارزش‌هایی است که در بالا ذکر کردیم زیرا باعث می‌شود هیجان زندگی کردن داشته باشند و آنها را تشویق می‌کند آدم‌های بهتری باشند. با داشتن زندگی سرشار از شور و عشق و اشتیاق و عشق ورزیدن به فرزندانتان به آنها عشق را بیاموزید. برای حتی کوچکترین چیزها اشتیاق نشان دهید. انرژی شما به فرزندانتان منتقل خواهد شد زیرا به این ترتیب می‌بینند که چقدر زندگی فوق‌العاده و عالی است.

نظرات() 

چهارشنبه 21 اسفند 1392

روستای مرسه

نویسنده: مدیریت وبلاگ - باجیگوابر   

روستای مرسه زیر باران

منطقه سیاهکلرود همون مسیری یه که به جواهردشت می رسه ، بالاتر از سیاهکلرود خیاط محله است که به یه دو راهی میرسه که یکیش میره به باجیگوابر و سجیدان و دو آب و جواهردشت و اون یه مسیر می رسه به جور محله و مرسه ، این عکس ها جدیده و مربوط به همین زمستون 92 هست که در روستای مرسه گرفته شده ، روستایی سرسبز و خوش آب و هوا که در همه فصول سال خصوصاً بهار و تابستان گردشگران زیادی رو  به سمت خودش جذب میکنه. در ایام تعطیلات نوروزی حتما سری به این روستا بزنید.

 

 

 

این چند تا عکس هم از توی ماشین در حال حرکت گرفته شده

 

 

 

 

 

 

 

نظرات() 

ریچارد زالتمن مانند خیلی از عکاسان پیش از خود، به مناطق مختلف جهان سفر می کرد تا از مردم و فرهنگ و زندگیشان عکس بگیرد.

یک روز صبح که در یکی از روستاهای دورافتاده کشور بوتان قدم می زد تا عکسهایی بگیرد، ناگهان ایده ای به نظرش رسید. او دوربین را در جایی مستقر می کرد و از روستاییان می خواست از آنچه به نظرشان ارجحیت دارد که به دیگران درباره خودشان نشان دهند، عکس بگیرند.

بعد از اینکه زالتمن عکسهای گرفته شده را ظاهر کرد متوجه شد در بیشتر عکسها، پاهای مردم حدوداً از ناحیه مچ به پایین خارج از کادرند و در عکس نیافتاده اند.

زالتمن می گوید: «ابتدا فکر کردم که روستاییان در تنظیم کادر دقت نکرده اند. اما بعداً معلوم شد پابرهنگی نشانه ای از فقر است. اگر چه در آن روستا همه پابرهنه بودند اما مردم روستا می خواستند آن را پنهان کنند؛ پیام مهمی برای گرفتن.»

------------

برای شناخت افراد و سازمان ها به انتخابهای آنان توجه دقیق داشته باشید. سازمان و کارکنان آن به عنوان سیستم های پیچیده از خود رفتاری ناشی از انتخابهایشان بروز می دهند که نشانه های دقیقی از ویژگیهای آنان را با خود به همراه دارند. این نشانه ها صرفنظر از اینکه هدف تظاهر یا پنهان کاری داشته باشند خصوصیاتی از رفتار و فرهنگ سازمانی آنها را بیان می کند. در برخی موارد ممکن است افراد و سازمان به هر دلیلی قادر به بیان صحیح و علمی ویژگیهای خود نباشند اما وقتی در موضوعات مختلف برای انتخاب آزاد گذاشته شوند رفتار و انتخابهایی خواهند داشت که به صورت غیرمستقیم بیانگر خصوصیات آنها خواهند بود. برای شناخت افراد و سازمان ها به انتخابهای آنان توجه دقیق داشته باشید و به آنها حق انتخاب دهید.

 

نظرات() 

شما هم یادتون میاد؟ اون موقعها مچ دستمون رو گاز می گرفتیم، بعد با خودکار بیک روی جای گازمون ساعت می کشیدیم ... مامانمون هم واسه دلخوشیمون ازمون می پرسید ساعت چنده؟ذوق مرگ می شدیم...

نظرات() 

خستگی و بی‌حوصلگی علامت کمبود آهن
مدیرکل دفتر بهبود تغذیه وزارت بهداشت می‌گوید: اگر چه آهن موجود در گوشت قرمز بهترین نوع آهن برای جبران کم خونی است اما مصرف بیش از حد آن می‌تواند موجب افزایش چربی خون، نقرس و سرطان روده شود.
خانم عبداللهی گفت:گوشت قرمز حاوی اسیدهای آمینه ضروری برای بدن است و ارزش غذائی پروتئین گوشت (گوشت سفید و قرمز) نسبت به پروتئین گیاهی بیشتر است.


وی با اشاره به اینکه گوشت منبع چربی هم محسوب می شود افزود: افرادی که چربی خون دارند بهتر است در خوردن گوشت قرمز مراعات کنند و بیشتر گوشت سفید را در دستور کار قرار دهند.گوشت منبع خوبی برای تامین ویتامین‌های گروه B است و املاحی چون روی، آهن، سدیم، پتاسیم، منیزیم و کلسیم است.


آهن غلات جای آهن گوشت را نمی‌گیرد
وی در پاسخ به این پرسش که آیا می توان آهن موجود در برخی غلات را جایگزین گوشت کرد گفت: آهن موجود در گوشت قرمز چه به لحاظ جذب در بدن و چه میزان ارزش حتی از گوشت سفید هم بالاتر است و بدن انسان آهن گوشت را تقریباً دو برابر بیشتر از آهن سایر مواد غذایی مثل گندم و سبزیجات جذب می‌کند و بدین وسیله از کم خونی جلوگیری می‌کند.وی به این نکته اشاره کرد که کم خونی ناشی از فقر آهن شایع‌ترین کمبود تغذیه‌ای است که کودکان و زنان به ویژه در هنگام بارداری و عادت ماهیانه بیشتر در معرض خطر کمبود آهن قرار دارند.


جگر و گوشت قرمز دوای درد کمبود آهن
این متخصص تغذیه در مورد علائم کمبود آهن گفت: اشخاصی که از کمبود آهن رنج می‌برند اصولاً همیشه خسته، بی‌حوصله، بدون تمرکز و دارای سرگیجه، تاری دید و تپش قلب هستند و حتی در بعضی اشخاص ناخن‌ها حالت قاشقی پیدا می‌کنند و در زنان آشفتگی‌های قاعدگی رخ می‌دهد که با خوردن جگر یا با خوردن گوشت قرمز می‌توان کمبود آهن در بدن جبران کرد که البته باید در یک دوره زمانی این رژیم دنبال شود.


لیموترش و گوجه فرنگی کنار گوشت جذب آهن آن را بالا می‌برد
خوردن غذاهای حاوی ویتامین C در کنار پروتئین از قبیل گوجه فرنگی، لیموترش، فلفل دلمه‌ای، آب پرتقال و غیره جذب آهن را در بدن افزایش می‌دهد.


نقرس و چربی خون نتیجه مصرف بی‌رویه گوشت قرمز
وی در مورد عوارض استفاده بیش از حد از گوشت قرمز گفت: استفاده مفرط از گوشت قرمز در رژیم غذایی غلظت کلسترول، تری گلیسیرید و اسید اوریک خون را بالا می‌برد و بلکه ممکن است منجر به بیماری‌های قلبی – عروقی، مشکلات نقرس، آرتریت روماتوئید (دردهای مفصلی)، پوکی استخوان، و سرطان روده بزرگ بشود.

نظرات() 

عبارت بالا کنایه از رشوه دادن و به اصطلاح دیگر حق و حساب دادن است. برای رشا و ارتشا اصطلاحات زیادی وجود دارد که از همه مصطلح و معروفتر همین ضرب المثل بالا و اصطلاح «خر کریم را نعل کرد» است.

در بعضی از کتب تاریخی آمده که فرستادگان خسرو پرویز پادشاه ساسانی که همه سبیل های کلفت داشتند چون به خدمت پیامبر رسیدند، حضرت فرمود : «من تشبه بقوم فهو منهم». به همین جهت مسلمین از آن تاریخ سبیل را کوتاه کردند و بر ریش افزودند. در عصر صفویه بازار سبیل دوباره رونق یافت و سلاطین صفویه به علت انتساب به «شیخ صفی الدین اردبیلی» چون خود را اهل عرفان و تصوف می دانستند و به همین سبب لقب مرشد کامل را اختیار کرده بودند، لذا غالبا سبیل های چخماقی و کلفت می گذاشتند و مریدان و پیروانشان را نیز به این امر تشویق می کردند.


کسانی که سبیل های بلند و چخماق داشتند ناگزیر بودند همه روزه چند بار به نظافت و آرایش آن بپردازند، زیرا اگر تعلل و تسامح می ورزیدند سبیل ها آویزان می شد و آن هیبت و زیبایی را که انظار دیگران به خود جلب نماید از دست می داد. سبیل پر پشت و متراکم وقتی به هم پیوسته می شد و جلا پیدا می کرد که آن را چرب می کردند و با دست مالش می دادند.

آنهایی که قدرت و تمکن کافی نداشتند خود به این کار می پرداختند ولی سران و ثروتمندان افرادی را برای سبیل چرب کردن داشتند. کار سبیل چرب کن این بود که در مواقع معین که صاحب سبیل مهمانی رسمی داشت و یا می خواست به مهمانی برود دست به کار می شد و با روغن مخصوص سبیل را جلا و زیبایی می بخشید. بدیهی است اگر از عهده ی سبیل چرب کردن به خوبی برمی آمد صاحب سبیل مشعوف و خرسند می شد و در این موقع سبیل چرب کن هر چه می خواست از طرف صاحب سبیل بر آورده می شده است.

به این ترتیب بود که اصطلاحات «سبیلش را چرب کن»، «سبیل کسی را چرب کردن»، «سبیل چرب شده» و امثال آن مرسوم شد و کم کم رایج گردید.

نظرات() 

دوشنبه 5 اسفند 1392

داستان آموزنده نیکی

نویسنده: مدیریت وبلاگ - باجیگوابر   

پسر فقیری که از راه فروش خرت و پرت در محلات شهر، خرج تحصیل

 خود را بدست میآورد یک روز به شدت دچار تنگدستی شد. او فقط یک

 سکه ناقابل در جیب داشت. در حالی که گرسنگی سخت به او فشار

 میاورد، تصمیم گرفت از خانه ای تقاضای غذا کند. با این حال وقتی

 دختر جوانی در را به رویش گشود، دستپاچه شد و به جای غذا یک

 لیوان آب خواست. دختر جوان احساس کرد که او بسیار گرسنه است.

 برایش یک لیوان شیر آورد. پسرک شیر را سر کشیده و

 آهسته گفت: چقدر باید به شما بپردازم؟ دختر جوان گفت: هیچ.

 مادرمان به ما یاد داده در قبال کار نیکی که برای دیگران انجام می

 دهیم چیزی دریافت نکنیم. پسرک در مقابل گفت: از صمیم قلب از

 شما تشکر می کنم. پسرک که هاروارد کلی نام داشت، پس از ترک

 خانه نه تنها از نظر جسمی خود را قویتر حس می کرد، بلکه ایمانش به

 خداوند و انسانهای نیکوکار نیز بیشتر شد. تا پیش از این او آماده شده

 بود دست از تحصیل بکشد. سالها بعد... زن جوانی به بیماری مهلکی

 گرفتار شد. پزشکان از درمان وی عاجز شدند. او به شهر بزرگتری

 منتقل شد. دکتر هاروارد کلی برای مشاوره در مورد وضعیت این زن

 فراخوانده شد. وقتی او نام شهری که زن جوان از آنجا آمده بود شنید،

 برق عجیبی در چشمانش نمایان شد. او بلافاصله بیمار را شناخت.

 مصمم به اتاقش بازگشت و با خود عهد کرد هر چه در توان دارد، برای

 نجات زندگی وی بکار گیرد. مبارزه آنها بعد از کشمکش طولانی با

بیماری به پیروزی رسید. روز ترخیص بیمار فرا رسید. زن با ترس و لرز

 صورتحساب را گشود. او اطمینان داشت تا پایان عمر باید برای پرداخت

 صورتحساب کار کند. نگاهی به صورتحساب انداخت. جمله ای به

چشمش خورد: همه مخارج با یک لیوان شیر پرداخته شده است. امضا

 دکتر هاروارد کلی زن مات و مبهوت مانده بود. به یاد آنروز افتاد. پسرکی

 برای یک لیوان آب در خانه را به صدا در آورده بود و او در عوض برایش

یک لیوان شیر آورد. اشک از چشمان زن سرازیر شد. فقط توانست

 بگوید: خدایا شکر... خدایا شکر که عشق تو در قلبها و دستهای انسانها جریان دارد.

نظرات() 

دوشنبه 5 اسفند 1392

خاطرات جالب!

نویسنده: مدیریت وبلاگ - باجیگوابر   

برداشت از وبلاگ http://downloadnokia.mihanblog.com/

تو یه پاساژ راه میرفتم که یهو خوردم به یه نفر...
اون افتاد زمین سریع رفتم بلندش کردم و گفتم :
واقعا عذرخواهی میکنم!
وقتی دستشو گرفتم دیدم طرف از این مجسمه های مانکنیه که جلوی مغازه ها میذارن! :|
اطرافمو که نگاه کردم دیدم یه یارو داره بهم نگاه میکنه و یه لبخند تمسخرآمیز هم رو لباشه!
بهش گفتم: خنده داره؟؟؟؟ خب من فکر کردم آدمه!
یارو چیزی نگفت خوب که دقت کردم دیدم اونم یه مانکنه ...! :|

نظرات() 

دوشنبه 5 اسفند 1392

تا حالا دقت کردین که :

نویسنده: مدیریت وبلاگ - باجیگوابر   

 تا حالا دقت کردین که :

ﺍﻭﻧﺎﯾــی ﮐـه ﺗﻮ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﺍﻭﻝ ﺍﺯﺷﻮن ﺑدﺕ ﻣﯿآد

ﯾـه ﺭﻭﺯی، ﺑﻬﺘﺮﯾـن دﻭﺳﺘﺖ ﻣﯿﺸن؟؟!!

نظرات() 

چهارشنبه 23 بهمن 1392

باجیگوابر در برف!

نویسنده: مدیریت وبلاگ - باجیگوابر   

صبح جمعه روز 11 بهمن بود که برف کم کم شروع به باریدن کرد ، حدود 6 سال بود که دیگه اینجوری برف نباریده بود ، فرداییش شنبه دیگه اونقدر برف جمع شده بود که مدارس و دانشگاه ها و اکثر ادارات تعطیل بودن ، بارش برف متوقف نمیشد و یه ریز می بارید تا غروب سه شنبه هم برف می بارید ، برف زیادی حدود یک متر جمع شده بود و همچنان همه جا تعطیل بود هوا هم به شدت سرد ... آدم برفی های زیادی درست کردیم با دوستان ...برف بازی کردیم ... حسابی خوش گذشت ... دست ...جیغ... هوراااااااااا...!!! 

خلاصه جونم براتون بگه که با اونکه با امروز 13 روزه که از شروع اولین روز بارش برف گذشته هنوزم برفها کاملا آب نشدن و هوا خیلی خیلی سرده...

این عکس ها دیروز 22/11/1392 در روستای باجیگوابر گرفته شده  ...

 

 

نظرات() 

 

 اگر جلوی اشتباهات خود را نگیرید، آنها جلوی شما را خواهند گرفت

 اینكه ما گمان می كنیم بعضی چیزها محال است، بیشتر برای آن است كه برای خود عذری آورده باشیم

 كسی كه دوبار از روی یك سنگ بلغزد، شایسته است كه هر دو پایش بشكند

 بجای آنكه به تاریكی لعنت فرستید، یك شمع روشن كنید

 آنچه شما درباره خود فكر می كنید، بسیار مهمتر از اندیشه هایی است كه دیگران درباره شما دارند

 وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد، بخاطر این است كه شما چیز زیادی از آن نخواسته اید

 تنها راهی كه به شكست می انجامد، تلاش نكردن است

 انسان همان می شود كه اغلب به آن فكر می كند

 افراد موفق كارهای متفاوت انجام نمی دهند، بلكه كارها را بگونه ای متفاوت انجام می دهند

 

نظرات() 
نظرات() 

شنبه 5 بهمن 1392

قلعه رودخان

نویسنده: مدیریت وبلاگ - باجیگوابر   

قلعه رودخان نام قلعه‌ای تاریخی در ۲۰ کیلومتری جنوب غربی شهر فومن در استان گیلان است. برخی از کارشناسان، ساخت قلعه را در دوران ساسانیان دانسته‌اند. این قلعه با 6/2 هکتار مساحت بر فراز ارتفاعات روستای رودخان قرار دارد. دیوار قلعه ۱۵۰۰ متر طول دارد و در آن ۶۵ برج و بارو قرار گرفته شده‌است.

این بنا به وسیله سنگ و آجر ساخته شده و در بخش های آسیب پذیر و نقاط حساس، سنگ با ملات ساروج به کار رفته، اما در مسیر اطاق ها، برج ها و سقف های گنبدی شکل از آجر، گچ و ملات ساروج استفاده شده است. ارتفاع دیوارها متفاوت و از 3 تا 10 متر متغیر است و در نقاط نفوذ پذیر قلعه، دیوارها و باروها قطور و ارتفاع بیشتری دارند.انتخاب مکان مناسب، بهره گیری از مصالح مقاوم، استفاده از شیوه های مختلف معماری و ایجاد اشکال هندسی متنوع، عظمت خاصی به این مجموعه داده است. فرم کلی قلعه نامنظم است و از دو بخش شرقی و غربی تشکیل شده است.

در دورهٔ سلجوقیان این قلعه تجدید بنا شده و از پایگاه‌های مبارزاتی اسماعیلیان بوده‌است. بر روی سردر ورودی آن درج شده‌است که این قلعه در سال ۹۱۸ تا ۹۲۱ هجری قمری برای سلطان حسام‌الدین امیردباج بن امیر علاء‌الدین اسحق تجدید بنا شده‌است. این کتیبه در موزهٔ گنجینهٔ رشت نگهداری می‌شود.این قلعه در ارتفاعی بین ۶۶۵ تا ۷۱۵ متر از سطح دریا واقع شده‌است و در کنار آن رودخانه‌ای با همین نام جاری است. قلعه رودخان از نظر زمین شناسی در منطقه ای بنا شده است که تقسیم بندی زمین شناسی به مجموعه گشت شهرت دارد و طبق بررسیهای اشتوکلین شامل دو فاز دگرگونی است. اولی مربوط به پرکامبرین-پالئوزوئیک با شدت دگرگونی بالا است و دیگری به زمان مزوزوئیک و با شدت دگرگونی پایین مطلق است. با توجه به گزارشهای زمین شناسی احتمال وجود ذخایر آهن در این منطقه بالا است. از جمله شواهدی برای فعالیت معدن کاری باستانی در این منطقه گزارش شده است.از جمله آنها پس مانده های ذوب در این منطقه است.

قلعه ای به وسعت تاریخ

قلعه رودخان میراث مهمی است از دژهای نظامی حكومتی در گیلان. این قلعه مهم تاریخی كه مدت ها مركز فرمانروایان گیلان بوده است، از بزرگترین و باعظمت ترین دژهای نظامی گیلان و حتی ایران محسوب می شود. قلعه رودخان در فاصله ۲۰ كیلومتری جنوب غربی فومن واقع شده است. مساحت قلعه بالغ بر ۵۰ هزار مترمربع و در ارتفاعی بیش از ۶۰۰ متر در بلندترین نقطه كوه واقع شده است. برخی از كارشناسان، بنیاد قلعه را به دوره ساسانیان نسبت داده اند. این قلعه در زمان سلجوقیان تجدیدبنا شده و از پایگاه های مبارزاتی اسماعیلیان به شمار می رفته است. برای رسیدن به قلعه بعد از عبور از شهر فومن و گذشتن از روستاهای گشت، كردمحله، سیاه كش، شمس تالان، گوران پس، هولس كام، سیدآباد و قلعه رودخان به روستای حیدرآلات می رسیم كه از این روستا تا محل قلعه حدود ۵ كیلومتر فاصله است. در حال حاضر بیشتر مساحت آن در قالب طرح پارك جنگلی، سنگ چین و شن ریزی شده است.

برای نخستین بار در سال ۱۸۳۰ میلادی آلكساندر شودزكو خچكو محقق لهستانی الاصل هنگام تحقیق در گیلان متوجه این قلعه شد و در یادداشت های خود موقعیت این بنا را به ثبت رساند. او درباره قلعه رودخان می نویسد: «دژی است بر بالای كوهی در قسمت علیای رودخانه ای به همین نام، بام آن سنگی است و طرفین ورودی دارای دو برج دفاعی مستحكم است و بر كتیبه سردر ورودی آن حك شده است كه این قلعه برای نخستین بار در سال ۹۱۸ تا ۹۲۱ هـ.ق برای سلطان حسام الدین امیردباج بن امیر علاءالدین اسحق تجدید بنا شده است. كتیبه ای كه متعلق به این قلعه است هم اكنون در گنجینه رشت نگهداری می شود. قلعه رودخان از دو بخش ارگ (محل زندگی حاكم و حرمسرای وی) و قورخانه (محل فعالیت های نظامی وزندگی سربازان) تشكیل شده است. ارگ در قسمت غربی این بنا در دو طبقه واقع شده و جنس آن از آجر است. قراول خانه ها در قسمت شرقی در دو طبقه با نورگیرها و روزنه های متعدد بر اطراف مسلط است. چشمه ای نیز میان قلعه و گودترین محل آن وجود دارد. بخش شرقی قلعه شامل:دوازده ورودی، زندان، در اضطراری، حمام و آبریزگاه.

بخش غربی دوازده ورودی دارد، چشمه، حوض آب انبار، سردخانه حمام، آبریزگاه شاه نشین و چند واحد مسكونی كه با برج و بارو محصور شده اند، دیگر بناهای این بخش را تشكیل می دهند. ۴۰ برج دیده بانی دور تا دور قلعه را احاطه كرده كه اتاق های هشت ضلعی آن با طاق های گنبدی پوشانده شده است. دور تا دور دیوارها و برج ها روزنه هایی شیب دار دیده می شود كه برای ریختن مواد مذاب و تیراندازی تعبیه شده اند.

لازم به ذكر است كه در طول تاریخ قلعه، هیچ گاه دشمن به آن نفوذ نكرده و نتوانسته است آن را فتح كند.

طبیعت منطقه رودخان

از روستای قلعه رودخان تا خود قلعه طبیعت بسیار زیبا و چشم اندازهای زیادی وجود دارد كه توجه هر بیننده ای را به خود جلب می كند. رفت و آمد با وسیله نقلیه تا فاصله یك و نیم كیلومتری قلعه رودخان امكان دارد. در مسیر صعود به قلعه، درختانی با قدمت زیاد، به سمت آسمان سربرافراشته اند و نور از لابه لای شاخه های این درختان به پایین می ریزد.
قلعه ۶۶۵ تا ۷۱۵ متر از سطح دریا ارتفاع دارد. در سمت راست قلعه، رودخانه ای به همین نام قرار دارد كه از ارتفاعات سرچشمه گرفته و آب آن از جنوب به شمال در جریان است.

موقعیت جغرافیایی

قلعه عظیم رودخان یکی از باشکوه ترین بناهای تاریخی گیلان زمین است، این دژ بر فراز کوهی در 25 کیلومتری جنوب غرب شهر فومن، در محدوده دهستان گوراب پس، از توابع بخش مرکزی شهرستان فومن قرار دارد. ارتفاع قلعه از سطح دریاهای آزاد بین 655 تا 715 متر است که در خط الرأس یکی از ارتفاعات منطقه با نام محلی "قلعه ژیه" واقع شده است. در جهت شمال غرب قلعه، رودخانه ای به همین نام جاری است که از ارتفاعات پشت کوه و ماسوله داغ تالش - حد فاصل استان گیلان و زنجان - سرچشمه می گیرد.

دکتر منوچهر ستوده در جلد یک کتاب"از آستارا تا استرآباد" نوشته شده، ارتفاع قلعه از شهر رشت 680 متر است، در جهت شمالی قلعه، رودخانه ای به نام قلعه رودخان وجود دارد که با اندک باران، آب آن دو برابر می شود؛ به طوری که آب نسبتاً زیاد این رودخانه در گذشته مانع حرکت سربازانی بوده که به طرف این قلعه می رفته اند.

جنگل های انبوه قدیمی نیز مانع دیگری برای حرکت مردان جنگی بوده است، به همین خاطر این دژ در دوران آبادانی ممتد خود کمتر مورد حمله متجاوزین قرار گرفته است.

گردشگران و علاقمندان به دیدن قلعه، بعد از شهر فومن جاده آسفالته مسیر قلعه را در جهت جنوب طی می نمایند. پس از عبور از روستاهای گشت، کرد محله، گشت رودخان، سیه کش، گوراب پس، ملسکام، سعید آباد و قلعه رودخان به روستای حیدرآلات می رسند و پس از گذر از میان این روستا، جاده را تا اراضی پارک جنگلی قلعه رودخان می پیمایند و بالاخره مسیر 5/1 کیلومتری صعود تا قلعه را با پای پیاده و از طریق پله های احداث شده طی می کنند.

وجه تسمیه قلعه رودخان

از آنجا که این قلعه تاریخی، در کنار رودخانه ای بنا شده به قلعه رودخان معروف است. کلمه رودخان مخفف رودخانه و قلعه رودخان، یعنی قلعه ای که در نزدیکی رودخانه است. این قلعه در ادوار تاریخی به نام های قلعه "هزار پله"، "حسامی"و "سکسار" نیز نامیده شده است.

در فرهنگ تاریخ و جغرافیای شهرستان های ایران، تألیف عبدالرفیع حقیقت رفیع نیز آمده است، «روستای قلعه رودخان، قلعه ای قدیمی دارد که به نام سکسار معروف است، در جنوب آبادی و روی قله کوه بنا گردیده است».

تهیه و تنظیم: زهره پری نوش

پیشینه تاریخی قلعه رودخان

با اینکه قلعه رودخان، مدت ها تخت سلطنت و مرکز حکمرانی حکام گیلانی بیه پس بوده، در متون تاریخی و جغرافیایی گیلان تا قبل از قرن دهم هجری نامی از این قلعه به میان نیامده است. تنها عبدالفتاح فومنی در کتاب تاریخ گیلان (ص183) یک بار از کوه قلعه رودخان یاد می کند و می نویسد : «امیره شاهرخ و کامیاب، پسران امیره سالار و بنی اعمام حسین خان بودند که به دستور حسن خان کهدمی در کوه قلعه رودخان کشته شدند».

سلاطین اسحاقوند که از سال 550 تا 1002 ه - ق بر قسمت اعظم این مناطق حکمرانی داشته و نسبت خود را به اشکانیان می رساندند، از این قلعه با توجه به موقعیت دفاعی ممتاز و سوق الجیشی آن، به عنوان مقر فرمانروایی خود استفاده کرده و به دفعات در تجدید بنا و مرمت آن همت گماشته اند، به طوری که این قلعه در فاصله سال های 918تا 921 ه - ق به دستور سلطان حسام الدین امیر دباج بن امیر علاء الدین اسحاقی مرمت گردیده و از آن زمان به بعد، به نام "قلعه حسامی" نیز معروف شده است.
هدایت خان حاکم فومن، در سال 1175 ه- ق در زمان قیامش علیه کریم خان زند به تعمیر قلعه رودخان پرداخت و با تجهیز آن به توپ های جنگی، آن را برای دفاع از خود آماده نمود.

دکتر منوچهر ستوده در جلد یک کتاب "از آستارا تا استرآباد" قلعه رودخان را سومین بنا از بناهای عجیب هفتگانه گیلان معرفی کرده و می گوید:

«من تاکنون دژی به عظمت و استحکام قلعه رودخان ندیده ام. تنها دژی که می تواند برابر همان قلعه باشد، قلعه اصطخر فارس است. دژهای خراسان و الموت رودبار و طارم زنجان در مقابل این دژ، بسیار کوچک و ناچیزند و شاید مساحت 10 یا 12 دژ، مساوی اراضی قلعه رودخان باشد».


شایان ذکر است اولین بار خود زکو
Chozeko (خچکو) محقق روسی لهستانی الاصل که در سال 1830 میلادی در گیلان مشغول بررسی بود، متوجه این قلعه شده و می نویسد: «قلعه رودخان دژی است بر بالای کوهی در قسمت علیای رودخانه ای به همین نام، باروی آن از سنگ و آجر است و در طرفین در ورودی دو برج دفاعی مستحکم وجود دارد».
صرف نظر از اندک منابع مکتوب موجود در این زمینه، با توجه به سالیابی انجام شده توسط پژوهشکده حفاظت و مرمت آثار فرهنگی، تاریخی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری کشور با روش ترمولومیناس، قدمت این قلعه به دوره سلجوقی بر می گردد. البته تمامی این قلعه بزرگ در یک زمان ساخته نشده است بلکه در دوره های بعدی مرمت و بازسازی هایی روی آن، صورت گرفته است.

بخش غربی :

شامل دروازه ورودی، چشمه، حوض، آب انبار و سردخانه، حمام، آب ریزگاه، شاه نشین و تعدادی واحد مسکونی که به وسیله برج و باروهایی محصور شده اند.قلعه کلاً دارای دو ارگ و شانزده قراول خانه است؛ ارگ یا شاه قلعه در دو طبقه و از آجر ساخته شده، قراول خانه ها، به صورت دو طبقه با نورگیرها و روزنه های متعدد مسلط بر محیط اطراف است. در ورودی یا دروازه قلعه، شمالی است و در دو طرف آن دو برج توپر بسیار عظیم ساخته شده است که در گذشته بر بالای آن کتیبه ای نصب شده بود، این کتیبه در حال حاضر در موزه رشت نگهداری می شود.

قبلاً چشمه آبی که منبع اصلی آب قلعه بود، در محوطه قلعه دیده می شد و معروف است که این آب را با گنگ (= تنبوشه) از ییلاق زرد خونی آورده اند. این چشمه پس از زلزله سال 1369 گیلان خشک شده بود که به وسیله سازمان میراث فرهنگی و گردشگری گیلان احیاء شده است.

بخش شرقی:

مساحت بخش شرقی کمتر از بخش غربی است، بناهای موجود در آن بیشتر جنبه نظامی داشته و شامل دروازه ورودی جداگانه با دو برج بزرگ، زندان، تعدادی واحد مسکونی و در اضطراری (دزد در) است.

در دیوار شمالی و جنوبی قلعه و در فواصل نامنظم، برج هایی است که بالای آنها اطاق های هشت ضلعی، از آجر ساخته شده (دیوارهای قلعه، شصت و پنج برج نگهبانی دارد) و در دیوارها، منافذ و ترکش هایی برای دیده بانی و برای ریختن مواد مذاب و تیر اندازی، تعبیه شده است. از وجوه جالب توجه در معماری قلعه رودخان، کاربرد طاق های جناغی و انواع مختلف آن و نیز طرح های آجر کاری و سنگ چینی است که نشان از دقت نظر سازندگان آن دارد.

"خود زکو" از کتیبه ای در قلعه رودخان یاد کرده که در حال حاضر وجود ندارد و "ستوده" به نقل از راهنمایان محلی معتقد است : مردی هندی سنگ کتیبه را از جایش کنده و پایین انداخته و دیگران، آن را شکسته اند و پاره های آن را به دره مقابل درب ورودی انداخته اند.

قلعه رودخان به دلیل اهمیت و اعتبار تاریخی، معماری، هنری، استراتژیکی، نظامی و وسعت قابل توجه، در تاریخ 30/5/1354 به شماره 1549/3 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

این عکسها تو فصل بهار ماه اردیبهشت گرفته شده اگر به استان گیلان سفر کردید توصیه میکنم حتما یه سر هم به قلعه رودخان بزنید،فوق العاده است .

منبع : سایت ویکی پدیا

نظرات() 

انسان های واقعا معتمدبه‌نفس ویژگی های والایی دارند که باید از آنها یاد بگیریم تا کیفیت زندگی خود را بهبود ببخشیم.

اول از همه باید بدانید منظور از اعتماد به‌نفس، اعتماد به‌نفس واقعی است نه لاف های بیهوده و خود بزرگ‌بینی های مصنوعی. افرادی که فقط فیلم انسان های بی‌باک و با اعتماد به‌نفس را بازی می کنند، هیچ ویژگی خاصی برای الگو برداشتن ندارند.

اما انسان های واقعا معتمدبه‌نفس ویژگی های والایی دارند که باید از آنها یاد بگیریم تا کیفیت زندگی خود را بهبود ببخشیم. از جمله به موارد زیر باید اشاره کرد.

1.    آنها نظرات خود را بیان می کنند، اما نه برای اینکه همیشه حق با آنها است برای اینکه از اشتباه کردن هراسی ندارند.
افراد خودنما و آنهایی که بی جهت به خود می نازند، با سروصدای زیاد کارهای خود را انجام می دهند و ادعاهای بی‌خود دارند و به نظرات دیگران نیز اهمیتی نمی دهند. آنها تصور می کنند عقل کل هستند و همیشه حق به جانب آنها است و می خواهند دیگران نیز به این باور برسند.

اما رفتارهای آنها به هیچ عنوان نشان از اعتمادبه‌نفس ندارد و فقط یک زورگوی باهوش هستند.

افرادی که  اعتمادبه‌نفس واقعی دارند، از اینکه اشتباهات آنها مشخص شود ترسی ندارند و می دانند دانستن واقعیت بسیار بهتر از حق به جانب بودن است. هنگامی که متوجه می شوند در مساله ای اشتباه کرده اند، با احترام از حرف خود کوتاه می آیند و برای اثبات آن اصراری ندارند.

افرادی که  اعتمادبه‌نفس واقعی دارند، قبول دارند که انسان جایزالخطاست، اما زورگوهای باهوش هرگز این تفکر را قبول نمی کنند.

2.    آنها بیش از این که حرف بزنند، گوش می کنند.
گفته می شود، بی کمالی های انسان در سخن پیدا شود/ پسته بی مغز چون لب وا کند، رسوا شود. لاف زدن و خودنمایی نوعی نقاب برای عدم اعتمابه‌نفس آدم ها است. افرادی که  اعتمادبه‌نفس واقعی دارند، در بیشتر مواقع سکوت اختیار می کنند و بسیار متواضع و بی ادعا هستند. آنها به افکار خود اشراف کامل دارند و می خواهند با طرز فکر شما آشنا شوند.

آنها سوال های استدلالی و خلاقانه می پرسند و به افراد دیگر اجازه می دهند تا تفکر و تعمق روی موضوع داشته باشند. به طور مثال، از شما در مورد کار، نحوه انجام آنها، علاقه مندی های شما به آن و اینکه چه چیزهایی از آن آموخته اید از شما می پرسند و در انتها نیز نظر خود را می گویند که اگر جای شما بودند چه رفتاری می داشتند.

افرادی که  اعتمادبه‌نفس واقعی دارند، مهارت و دانش بسیاری دارند اما هرگز به آن بسنده نمی کنند و همیشه تشنه یادگیری و به‌روزرسانی دانش خود هستند. این را خوب می دانند بهترین روش یادگیری، کمتر حرف زدن و بیشتر گوش دادن است.

به قول مادربزرگ ها، خدا به انسان یک زبان و دو گوش داده است. یعنی بیشتر از این که حرف بزنی باید گوش کنی.

3.    اهل خودنمایی نیستند
شاید آنها کار مهمی انجام داده باشند. شاید به خوبی بر یک مشکل و مانع بزرگ فائق آمده باشند. شاید به خوبی بتوانند موارد جزئی و جداگانه را در کنار هم به کارکرد واحد و گروهی برسانند تا بهترین نتیجه حاصل شود. اما انسان هایی که اعتمادبه نفس واقعی دارند، این مسایل برایشان مهم نیست و آن را در بوق و کرنا به همه نمایش نمی دهند. در درون خود احساس رضایت دارند که کارهایشان را درست و کامل انجام داده اند، اما توجه دیگران برایشان مهم نیست.

آنها به تایید دیگران نیاز ندارند، زیرا به قدری باهوش و عاقل هستند که خوب را از بد تشخیص دهند. آنها اصولا عقب می ایستند تا دیگران خودنمایی کنند تا شاید بتوانند اعتمادبه‌نفس واقعی در زندگی خود بیابند.

4.    آنها بدون ترس از دیگران کمک طلب می کنند
بسیاری از مردم تصور می کنند کمک گرفتن از دیگرات نشانه ضعف آدم ها است. اما افراد معتمد به‌نفس ضعف های خود را به خوبی می شناسند و در آن زمینه ها از دیگران کمک می طلبند. این کار آنها باعث تشویق دیگران نیز می شود. وقتی یک انسان موفق از شما کمک بخواهد، بدون شک بسیار خوشحال می شوید که می توانید به او کمک کنید و هرگز به این فکر نخواهید کرد که او ضعف یا کمبود دانش دارد.

 5.    آنها همیشه فکر می کنند: «چرا من نه؟»
بسیاری از مردم همیشه منتظر می مانند تا استخدام شوند، مورد تشویق یا ترفیع قرار بگیرند یا .... اما افرادی که واقعا اعتمادبه‌نفس دارند، تقریبا همه دنیا را در دست خود دارند. آنها می دانند چگونه با افراد مهم در ارتباط باشند تا بتوانند در کنار آنها رشد کنند و به اهداف خود برسند. آنها می دانند چطور محصولات خود را تبلیغ کنند تا بیشترین فروش را داشته باشند. آنها خودشان روابط لازمه را می سازند و منتظر نمی نشینند تا دیگران برایشان آستین بالا بزنند. آنها روش و کاری که تصور می کنند درست است را انتخاب می کنند و در ادامه آن به جلو پیش می روند.

6.    هرگز انسان های دیگر را تحقیر نمی کنند.
صادقانه و بی تعارف باید بگوییم، افرادی که دایم در مورد دیگران نظرهای منفی دارند و پشت سر آنها غیبت می کنند، می خواهند با این مقایسه خود را در نگاه دیگران خوب جلوه دهند.

اما تنها مقایسه ای که افراد بااعتمادبه‌نفس انجام می دهند این است که امروز چه کسی هستند و در آینده چه می خواهند باشند.

7.    از اینکه ساده‌لوح به نظر برسند هراسی ندارند.
اصولا آدم هایی که واقعا و ذاتا اعتمادبه نفس دارند، هرگز در شرایطی قرار نمی گیرند که دیگران به خود اجازه دهند آنها را مسخره کنند. آنها همیشه پوشش و رفتار مناسب دارند.

8.    آنها اشتباهات خود را قبول می کنند.
افراد با اعتماد به نفس واقعی همیشه اشتباهات خود را قبول می کنند و هیچ وقت خود را مصون از اشتباه نمی پندارند. انسان وقتی اعتماد به نفس دارد، خیلی برایش مهم نیست گاهی بد به نظر برسد. آنها به خوبی می دانند مردم به آنها نمی خندند و آنها را مسخره نخواهند کرد.

9.    آنها فقط به دنبال تایید افرادی هستند که واقعا برایشان مهم هستند.
اینکه در شبکه های اجتماعی یا جوامع دیگر شما را تشویق یا تحسین کنند بسیار خوب است. اما اینکه موردتایید افرادی باشید که برایتان مهم است، بسیار باارزش تر و مهم تر است. افرادی که ما برای آنها ارزش بسیار قایل هستیم و نظرات آنها برایمان مهم است، پشتیان های واقعی ما هستند و در پیشرفت ما نقش مهمی دارند. 

نظرات() 

روزی بهلول به حمام رفت ولی خدمه حمام به او بی اعتنایی نمودند و آن قسم که دلخواه بهلول بود او را کیسه ننمودند. با این حال وقت خروج از حمام بهلول ده دینار که همراه داشت را به استاد حمام داد و کارگران چون این بذل و بخشش را دیدند همگی پشیمان شدند که چرا نسبت به او بی اعتنایی کردند.

بهلول باز هفته دیگر به حمام رفت ولی ....

این دفعه تمام کارگران با کمال احترام او را شست و شو نموده و مواظبت بسیار نمودند ، ولی با اینهمه سعی و کوشش کارگران موقع خروج از حمام بهلول فقط یک دینار به آنها داد ، حمامی ها متغیر گردیده پرسیدند سبب بخشش بی جهت هفته قبل و رفتار امروزت چیست ؟

بهلول گفت: مزد امروز حمام را هفته قبل که حمام آمده پرداخت نمودم و مزد آن روز حمام را امروز می پردازم تا شماها ادب و رعایت مشتری های خود را بنمایید.

نظرات() 

یکی از پرسش‌هایی که بیشتر اوقات برای افراد مطرح می‌شود این است که چرا زود خسته می‌شوند و چگونه می‌توانند انرژی بیشتری کسب کنند.

به گزارش ایسنا، تنها پاسخی که کارشناسان سلامت برای این سوال دارند عادت‌های غلط و روزمره و انتخاب یک الگوی ناسالم است که به خستگی زودتر و بیشتر می‌انجامند.

به گزارش سایت اینترنتی ارگانیک، برخی از رفتارها و عادت‌های روزانه که باعث می‌شوند زودتر خسته شویم و در طول روز کم‌انرژی باشیم عبارتند از:


-1
الگوی خواب نامنظم: در صورتی که چرخه خواب فرد منظم نباشد، بدن و ذهن تمام مدت در تلاش برای جبران آن هستند. این مشکل می‌تواند پیامدهای جدی‌ همچون افسردگی، تغییر خلق و خو و افزایش وزن را به دنبال داشته باشد.
2-
حذف وعده‌ غذایی صبحانه: شروع فعالیت‌های روزانه بدون خوردن صبحانه و با معده خالی، بدن را بیش از ضرورت تحت استرس قرار می‌دهد. بنابراین مصرف این وعده غذایی که شامل غلات، پروتئین، مواد لبنی و میوه می‌شود در اولین ساعات روز و پس از بیدار شدن از خواب می‌تواند فرد را تا پایان روز پرانرژی نگه دارد.


- 3
کاهش مصرف مایعات: از دست رفتن آب بدن فرآیند متابولسیم را کندتر می‌سازد. با نوشیدن مقدار آب کافی، عملکرد سیستم ایمنی بدن بهبود می‌یابد. همچنین باید به این نکته توجه داشت که نوشیدن آب پس از مدتی خسته‌کننده می‌شود به همین دلیل گنجاندن مواد خوراکی‌ آبدار در وعده‌های غذایی ضروری است.

4 - نوشیدن بیش از حد قهوه: یکی از راه‌های کسب انرژی بیشتر، کم کردن میزان مصرف کافئین و شکر است. نوشیدن قهوه به فرد احساس کاذب انرژی می‌دهد اما در اواخر روز دردسرساز می‌شود و به افزایش احساس خستگی می‌انجامد.
5 -
خیره شدن به صفحه مانیتور: استراحت ندادن به چشم‌ها موجب سردرد، خستگی و تاری دید می‌شود. برای پیشگیری از خستگی چشم‌ها می‌توان هر 20 دقیقه یک بار مدت 20 ثانیه روی خود را به سمت یک شیء دیگر برگرداند.
6 -
مصرف کربوهیدرات‌های نامناسب: گنجاندن کربوهیدرات‌های طبیعی و غیرفرآوری شده همچون غلات، میوه‌ها و سبزیجات یکی از شیوه‌های موثر کسب انرژی است. زمانی که فرد میزان کافی کربوهیدرات سالم و طبیعی مصرف نکند مغز مجبور می‌شود انرژی مورد نیازش را از ماهیچه‌ها دریافت کند و این امر موجب خستگی بیشتر می‌شود.
-7
داشتن زندگی به‌هم‌ریخته و آشفته: خانه شلوغ و ذهن آشفته به یک اندازه عامل خستگی ذهنی و جسمی هستند.
-8
کم‌تحرکی یا فعالیت بدنی شدید: هر ساعت یکبار به خود استراحت کوتاهی دهید، حرکات کششی سبک انجام داده یا در فاصله زمانی کوتاهی پیاده‌روی کنید. همچنین لازم است از انجام فعالیت‌های ورزشی سنگین در شروع کار خودداری کنید چرا که موجب می‌شود بدن مقدار زیادی هورمون استرس ترشح کند.


-9کمبود استراحت: فعالیت‌های روزانه خود را به گونه‌ای دسته‌بندی کنید که مدت زمان کافی برای استراحت کردن داشته باشید.
-10
ارتباط با افراد افسرده و مضطرب: روابط اجتماعی می‌تواند تاثیر چشمگیری بر رفتار و ذهن فرد داشته باشند. اگر فکر می‌کنید در زندگی‌تان افرادی وجود دارند که موجب می‌شوند شما افسرده و خسته شوید در رابطه‌تان با آنان تجدیدنظر کنید.

 

((با تشکر از دوست خوبم زهرا  که این مطلب آموزنده رو واسم ایمیل کرده))

 

 

نظرات() 




 

 





 

 





 

 




 

 




 

 




 

 





 

 



 




 

 




 

 




 

 




 

 




 

 




 

 







 

 




 

 




 

 

 







 

 

 




 

 

 




 

 

 




 

 

 




 

 




 

 

 




 

 

 




 

 

 




 

 

 




 

 

 




 

 

 




 

 

 




 

 

 




 

 

 




 

 

 




 

 

 




 

 

 




 

 

 




 

 

 




 

 

 




 

 

 




 

 

 




 

 

 




 

 

 




 

 

 




 

 

 




 

 

 




 

 

 




 

 

 




 

 

 

نظرات() 

​بی اطلاعی از هر یک از رازهای زنانه ممکن است خواه‌ ناخواه مردان را مرتکب اشتباهی در قبال آنها کند، اشتباهاتی که ممکن است کل زندگی مشترک را تحت‌ تاثیر قرار دهد.

زبانی که زنان صحبت می‌کنند بسیار متفاوت‌تر از زبانی است که مردان با آن حرف می‌زنند. مثلا وقتی خانمی می‌گوید: « دیگر راجع به این مساله حرف نزن، نمی‌خواهم چیزی بشنوم »، در واقع منظورش چیزی غیر از گفته‌هایش است. او با زبان بی‌زبانی قصد دارد فرد مقابلش را متوجه کند که این موضوع نه‌ تنها برایش مهم بوده، بلکه بشدت باعث ناراحتی‌اش هم شده است؛ اما اگر یک مرد چنین حرفی بزند، بی‌گمان قصدش همانی است که بیان کرده است. این موضوع ساده، فقط نمونه‌ای از رازهای دنیای متفاوت زنان و مردان است. چنین تفاوت‌های شخصیتی در تمام وجوه زندگی زنان و مردان مشهود است. بنابراین روان‌شناسان معتقدند شناخت و کشف هر یک از آنها برای یک زندگی مشترک موفق لازم و ضروری است.

بی اطلاعی از هر یک از رازهای زنانه ممکن است خواه‌ ناخواه مردان را مرتکب اشتباهی در قبال آنها کند، اشتباهاتی که ممکن است کل زندگی مشترک را تحت‌ تاثیر قرار دهد.

در ادامه این نوشتار برای این که مردان براحتی بتوانند شخصیت زنان را کشف و رفتار همسرشان را رمز‌گشایی کنند، به چند مورد از رفتارهای منحصرا زنانه اشاره می‌کنیم.

زنان به کمک مردان نیازمندند:

بسیاری از خانم‌ها می‌گویند: «آرزو به دل ماندیم، یک‌بار همسرمان بدون آن‌که از او بخواهیم، در کارهای خانه کمک حال مان باشد!»

گاهی زنان چنان مورد اجحاف قرار می‌گیرند که شایسته حق انسانی نیست، برخی زنان از سر وفاداری، مسئولیت‌پذیری، وظیفه‌شناسی یا دلسوزی بسیار به همسر و فرزندان، با وجود متحمل‌شدن آلام بسیار، حاضر می‌شوند به هر طریق ممکن، وظایف خود را بخوبی انجام دهند و از کسی درخواست کمک نکنند.
در برخی موارد، پنهان‌کردن درخواست کمک از سوی زن باعث می‌شود مردان پرتوقع شوند و گمان کنند همسرشان شیرزنی است که هرگز به کمک احتیاج ندارد و می‌تواند در همه حال و در هر شرایطی از عهده رتق و فتق‌کردن امور خانه و زندگی برآید. اما حقیقت در آن روی دیگر سکه است و این انتظار نباید فراتر از توانایی یک زن معمولی باشد .به نظر شما توقع کمک و مساعدت از همسر و مشارکت در فعالیت‌های خانه برای بانوی شاغلی که مجبور است با وجود وظایف شغلی، به امور خانه و زندگی هم رسیدگی کند یا بانوی خانه‌داری که از تکرار وظایف به ستوه آمده و کمر خم کرده، انتظار زیادی است؟

گرچه تصور عمومی بر این است که مردان همیشه باید منفعل و زنان فعال در کارهای خانه باشند، اما بی‌هیچ شکی، همگی اذعان به این مهم داریم که زنان نیازمند کمک مردان هستند و مساعدت آنان را برای پیشبرد هر چه بهتر کارهایشان می‌خواهند، مثلا هرگز نمی‌توان انتظار داشت یک زن بتواند وسایل سنگین خانه را یک تنه جابه‌جا کند، اما گاهی لازم است برای صمیمت و محبت بیشتر، مردان در کارهای سبک و ساده‌ای که زنان براحتی می‌توانند از عهده انجام آنها برآیند، همسرانشان را یاری کنند.

مردان باید قدرت ظرف شستن، جارو‌کردن و... را در استحکام رابطه با همسرشان بدانند و بپذیرند کمک به آنها حتی کمک‌های جزئی و پیش پا افتاده، چقدر در روحیه مثبت به همسرشان تاثیرگذار است.

راه‌حل
بخشی از زندگی زنان با تمیزی و انجام کارهای خانه معنا می‌شود. آنان با انجام وظایف زنانه در خانه، احساس مثبت به زندگی مشترک‌شان پیدا می‌کنند و اگر همسرشان در این امر، همراهشان باشد امیدواری‌شان افزون‌تر و نشاط‌شان بیشتر می‌شود، اما این حس خوشایند زنان، گاهی با افکار متعصب عرفی، مقابل قرار می‌گیرد و مردان را مجبور به امتناع از کمک می‌کند، تا جایی که برخی از مردان، کار مرد در خانه را نشان از ضعف مردانه یا فرمانبرداری و مطیع‌بودن محض در قبال زنان تعریف می‌کنند، اندیشه‌ای که شاید تصوری اشتباه​ بیش نیست.

نترسید اقتدار مردانه‌تان زیرسوال نمی‌رود. شما می‌توانید با تدبر و سیاست‌های مردانه، هراز گاهی آستین بالا بزنید و همسرتان را یاری کنید و اثرات شگفت‌انگیز کمک به آنان را در زندگی‌تان تجربه کنید.

شما می‌توانید براحتی اولویت‌های اصلی فعالیت‌های همسرتان را در خانه شناسایی کنید و در شرایط بحرانی، درست وقتی احساس می‌کنید همسرتان آرام و قرار ندارد یا در مضیقه زمانی برای انجام کاری است، سریعا به کمکش بشتابید.
از سوی دیگر برای آن که همسرتان درخواست مساعدت شما را براحتی بپذیرد، لازم است پیشنهادهای کمک خود را به گونه‌ای مطرح کنید که همسرتان احساس ناتوانی نکند. به همین دلیل بهتر است کلمه «کمک» را از جملات پیشنهادی خود حذف کنید.اگر شما به همسرتان بگویید: «احتیاج به کمک داری؟» ممکن است همسرتان برای اثبات توانایی‌اش، در پاسخ به درخواست شما بگوید: «نه، کاری نیست، خودم انجام می‌دهم.» برای اثربخشی بیشتر می‌توانید پیشنهاد کمک خود را چنین مطرح کنید: «چه کاری می‌توانم انجام دهم؟»، «فلان کار را من انجام می‌دهم و شما به ​بقیه کارهایت برس» و...

هیچ وقت به​ حرف‌های من​گوش نمی‌دهی

این جمله برایتان آشنا نیست؟ شاید شما هم بارها توسط همسرتان متهم شده‌اید که هیچ وقت به حرف‌هایش گوش نمی‌دهید. از سوی دیگر، جمله «مردها هیچ‌وقت به حرف خانم‌هایشان گوش نمی‌دهند» این شکایت رایج اغلب زنان است. آنان معتقدند همسرانشان با شروع هر گفت‌وگویی سریع‌تر می‌خواهند به پایان گفت‌وگو برسند.

روان‌شناسان معتقدند این شکایت‌ها، از یک تفاوت جنسیتی نشأت می‌گیرد؛ از آنجا که سیستم بدن زنان به گونه‌ای متفاوت‌تر از سیستم بدن مردان تعبیه شده، گفت‌وگو برای زنان بیش از مردان دارای اهمیت است! بدن زنان طی گفت‌وگو هورمون لذت (دوپامین) ترشح می‌کند، هر چه میزان این هورمون بالاتر رود، ارتباط قوی‌تر و صمیمت بیشتر می‌شود، در حالی که مردان چنین حالتی ندارند. .
خانم‌ها صحبت می‌کنند تا حس وصل پیدا کنند و به همسرشان نزدیک‌تر شوند. این حقیقت، یک اصل زنانه است، اما برخی مردان گمان می‌کنند همسرشان با گفت‌وگو، قصد مطرح‌کردن خواسته‌ای را دارد و این دقیقا همان نقطه‌ای است که همیشه به سوءتفاهم میان زن و شوهر منجر می‌شود.

از طرف دیگر، مردان به طور غریزی می‌خواهند همیشه پشتیبان زنان باشند، بنابراین با شنیدن حرف‌های همسر، بسرعت درصدد رفع مشکل برمی‌آیند و سعی می‌کنند نقش حلال مشکلات را بازی کنند، در صورتی که همسرشان، هرگز چنین تقاضایی از آنان نداشته است .

راه‌حل
قدرت یک گفت‌وگوی ساده و صمیمانه را دست‌کم نگیرید. با استفاده از عبارات معجزه‌گری چون «دوست دارم بیشتر از خودت برایم بگویی»، «منتظر شنیدن صدای زیبایت هستم»، «من به حرف‌هایت علاقه‌مندم»، «دلت می‌خواهد راجع به چه چیزی با هم صحبت کنیم» و... می‌توانید همسرتان را به یک گفت‌وگوی دوستانه و عاشقانه دعوت کنید.

یادتان باشد فقط به گفته‌های شیرین یا تلخ او گوش بسپارید. سعی کنید تا وقتی همسرتان از شما راه‌حلی نخواسته، چیزی نگویید و حل مساله نکنید، چون همسرتان به دنبال کلیدی برای حل مسائلش نیست، بلکه او فقط دو گوش شنوا می‌خواهد و یک همدل.

بهتر است هر از گاهی با سوالی از گفته‌هایش، او را متوجه کنید که سراپاگوش هستید و به هر آنچه می‌گوید دقیقا دقت دارید و می‌شنوید. به این طریق نه‌تنها همسرتان را خوشحال می‌کنید، بلکه از اتهام گوش نسپردن به حرف‌هایش رهایی می‌یابید.

زنان جزئی‌نگر هستند

مردان به دنبال توجه کامل و بی‌قید و شرط همسرانشان هستند. برخی مردان گمان می‌کنند وقتی همسرشان چند کار را با هم انجام می‌دهد و در عین حال به حرف‌های آنان نیز گوش می‌دهد در واقع، توجه کاملی به آنان ندار​د و فقط نقش بازی می‌کند و ادای گوش سپردن را در می‌آور​د. به عنوان مثال، یک خانم ممکن است با تلفن حرف بزند، به غذا سرکشی کند، به تکالیف مدرسه فرزندانش رسیدگی کند و​ با همسرش هم راجع به یک موضوع مهم صحبت کند. این رفتار کاملا زنانه، گاهی به تکدر خاطر مردان منجر شده و ممکن است اختلافاتی را سبب شود.

راه‌ حل

خانم‌ها بنابر طبیعت‌شان می‌توانند در آن واحد چند کار مشکل را به نحو احسن و کامل انجام دهند، در حالی که مردان این‌گونه نیستند. اگر می‌خواهید همسرتان ششدانگ حواسش به شما باشد و هیچ کاری انجام ندهد، بهتر است هنگام صحبت دست همسرتان را در دستانتان بگیرید و مستقیم به چشمانش نگاه کنید. با این کار توجه کامل او را به سوی خود جلب می‌کنید و همچنین ارتباط فیزیکی و حسی خود را ارتقا داده و احساس صمیمیت بیشتری خواهید کرد.

وقتی مردها خاموش می‌شوند

«همسرم همه چیز را پنهان می‌کند و هرگز آنچه را در ذهنش می‌گذرد به من نمی‌گوید.» سکوت مردان یکی از رایج‌ترین شکایت زنان از همسرشان است. سکوت مردانه برای زنان زجرآور است و ذهن آنان را به هزاران راه و بیراه می‌برد و به بروز سوء‌تفاهم و اختلافات شدید منجر می‌شود. زنان سکوت و خموشی مردان را به منزله دوست‌داشتنی نبودن و نبود علاقه همسرشان نسبت به خود تعبیر می‌کنند. وقتی خانمی به همسرش پیشنهاد رفتن به یک مهمانی را می‌دهد، ممکن است مرد بدون بیان هیچ دلیلی از رفتن امتناع کند و به درخواست همسرش پاسخ منفی دهد، گرچه در ذهن خود دلایلی واضح و روشن برای نرفتن داشته است. این رفتارهای بی‌دلیل برای زنان حکم بی‌احترامی و لجبازی دارد و به ناراحتی و دلخوری منجر می‌شود.

راه‌حل
برای اجتناب از سوء‌تفاهم سعی کنید با همسرتان بیشتر صحبت کنید. هرگز احساسات و عقایدتان را پنهان نکنید. مثلا در پاسخ به پیشنهاد همسر برای رفتن به مهمانی، بهتر است به جای گفتن «نه، نمی‌توانم بروم»، به همسرتان توضیح دهید «امروز خیلی خسته‌ام، حوصله مهمانی رفتن ندارم، خیابان‌ها شلوغ است و ترافیک برایمان بسیار آزاردهنده است​ و...». بیان دلایل و توضیح مشخص در مورد تصمیم‌گیری‌ها باعث می‌شود حتی اگر با همسرتان مخالفت کنید، کمتر تنش به وجود آورید و همسرتان را سریع‌تر متقاعد کنید و راضی نگه دارید.

زنان با مردان فرق دارند

لابد شنیده‌اید می‌گویند: «مردان مریخی‌اند و زنان ونوسی.» مریخ و ونوس دو دنیای کاملا متفاوتی است که با قرار گرفتن کنار یکدیگر، معنا و مفهوم پیدا می‌کند. گاهی نبود شناخت از این دو دنیای متفاوت، مشکلاتی برای مریخ و ونوس پدید می‌آورد که ممکن است انگشت حیرت به دهان بگیرید. اگر واسطه حل مشکل دعوای یک زن و مرد شوید خواهید دانست​ این دو جنس، دو قطب متضاد آهنربایند. در یک مشاجره خانوادگی زن می‌گوید: همسرم باید روز تولدم​ با دادن هدیه‌ای شادم می‌کرد، اما یک مرد می‌گوید: درد همسرم، فراموش‌کردن روز تولدش نیست، بلکه او از این ناراحت است که چرا من شب‌ها دیر به خانه می‌آیم.
در این مشاجره فرضی مشاهده می‌کنید چگونه دنیای عاطفی زن در مقابل دنیای منطقی مرد قرار می‌گیرد. برای زن چیزی باارزش‌تر از علاقه و ابراز محبت همسر نیست، ولی برای مرد یافتن دلیل وعلت بدقلقی همسر مهم‌تر از تبریک روز تولد است.

برای درک بیشتر مساله به مثال دیگری توجه کنید: اگر بخواهید برای همسرتان هدیه‌ای بخرید، چه می‌کنید؟ بی‌تردید خود را جای همسرتان خواهید گذاشت و با خود می‌اندیشید با چه هدیه‌ای از جانب همسرتان خوشحال می‌شوید. این رفتار مختص شما نیست، بلکه همه افراد وقتی در چنین موقعیتی قرار گیرند، به طور طبیعی چنین فکری خواهند کرد و خواسته‌های دیگران را مشابه خواسته‌های خود خواهند یافت، اما حقیقت آن است شما کاری را برای همسرتان انجام می‌دهید که دوست دارید همسرتان برای شما انجام دهد. در حقیقت شما به نیازها و خواسته‌های خودتان توجه می‌کنید نه به نیازها و علاقه‌مندی‌های همسرتان و این رفتاری است که در نهایت اثر خود را بر زندگی مشترک‌تان خواهند گذاشت و شما را به بی‌توجه بودن یا گاهی خودخواه بودن متهم خواهد کرد. چه بسا اندک نیستند زنانی که معترضند همسرشان هرگز به علایق‌شان توجه نمی‌کنند و همیشه آنچه را فراهم می‌کنند که خودشان دوست دارند و می‌پسندند.

راه‌حل
نیازمند آنید که درباره نیازها، خواسته‌ها، آرزوها و... همسرتان بیشتر بدانید، این که چه چیزی او را خوشحال ، یا غمگین می‌کند، چه نوع حمایت و پشتیبانی را می‌پسندد، دوست دارد همسرش چه ویژگی‌هایی داشته باشد و...

در اولین نگاه، به دست آوردن این اطلاعات کار سخت و دشواری به نظر می‌رسد. چون برخی از آقایان تصور می‌کنند شناخت یک زن و رفتار با او کاری شق‌القمر است. توجه بیش از حد به این تصور اشتباه یا غفلت از شناخت تفاوت‌های جنسیتی گاهی باعث می‌شود یک اختلاف نظر جزئی و کوچک، بزرگنمایی و در نهایت به یک دعوای بزرگ و دلخوری زیاد تبدیل شود.

برای اجتناب از این امر، بهتر است راجع به تفاوت‌های زن و مرد مطالعه کنید و به قوانین طلایی ارتباط موفق مریخ و ونوس توجه کافی داشته باشید. یکی از قوانین طلایی ارتباط موفق می‌گوید: «با دیگران آن‌گونه رفتار کنید که آنها با شما رفتار می‌کنند.» اکثر افراد آن گونه با همسرشان رفتار می‌کنند که خودشان دوست دارند همسرشان با آنها رفتار کند و همین امر باعث به وجود آمدن اختلافات می‌شود. سعی کنید این نکته مهم را بپذیرید که زن‌ها و مردها متفاوتند. بهتر است رفتارهای همسرتان را نسبت به خودتان رصد کنید و آن‌گونه که دوست دارد و در رفتارش بروز می‌دهد با او رفتار کنید، نه آن‌گونه که خودتان دوست دارید و می‌پسندید که با شما رفتار شود.

پرسش، یکی دیگر از روش‌های آگاهی است. ساده‌ترین راه برای شناخت و کسب اطلاعات از شخصیت همسرتان، پرسش مستقیم از اوست. با ایجاد جوی دوستانه و صمیمانه می‌توانید براحتی با همسرتان ارتباط برقرار و او را برای بازگو کردن توقعاتش ترغیب کنید. شما می‌توانید با یک پرسش ساده، براحتی به اعماق وجود همسرتان نفوذ کنید و برای شادی او آنچه را انجام دهید که دوست دارد و خواهانش است.

وقتی زنان سکوت می‌کنند

گاهی زنان مهر خاموشی بر دهان می​زنند و سکوت می‌کنند و بی‌کلام می‌شوند. مردان این سکوت زنانه را مانند سکوت خود قلمداد می‌کنند و گمان می‌برند این خاموشی​ یا نشان از اعتراض به رفتاری از آنهاست که بعد از طی مدت زمان جریمه شدن خاتمه می‌یابد یا آن‌که در خود فرورفتن موقتی است که با بهتر شدن حال همسرشان، بزودی پایان می‌پذیرد. اما حقیقت این است که سکوت زنانه با سکوت مردانه فرق دو صد چندان دارد. سکوت زن، آرامش قبل از توفان است. زمانی که روحیه زن آسیب ببیند یا آن‌که خاطرش آزرده شود، نمی‌تواند صحبت کند. در چنین شرایطی توسل زن به سکوت می‌تواند سلاحی موقت برای تسکین دردش باشد. هر چه این سکوت ادامه یابد عواقب خطرناک‌تری خواهد داشت و وضع را بدتر خواهد کرد.

راه‌حل
مردها به اشتباه فکر می‌کنند بهترین راه مواجهه با سکوت زن، رها‌کردن او به حال خودش است، بنابراین به همسرشان اجازه می‌دهند در خلوت بی‌کلام خود، تا هر زمان که دوست دارند، بمانند تا شاید دردشان التیام یابد. درحالی​ که این راهکار نه‌تنها اثری عکس دارد، بلکه به طولانی‌شدن سکوت منجر شده و شرایط را وخیم‌تر می‌کند. بنابراین توصیه می‌شود، نسبت به سکوت همسرتان بی‌تفاوت نباشید. بدانید در شرایط سکوت، همسرتان بیش از هر زمانی دیگر، نیازمند دلسوزی و همراهی شماست. حضور پررنگ شما، به همسرتان احساس امنیت می‌دهد و زمینه‌ای را برای ابراز احساسات واقعی‌اش فراهم می‌کند.

برای درک بهتر احساسات همسرتان بهتر است علت سکوت و خاموشی او را جویا شوید. با بیان عبارات معجزه‌آسایی چون «عزیزم چه چیزی باعث ناراحتی‌ات شده؟»، «در ذهنت چه می‌گذرد؟»، «از این که دلخوری، متاسفم» و... احساسات همسرتان را دریابید و تمام تلاش خود را برای درک شرایط روحی و روانی‌اش به کار گیرید.


 

نظرات() 

امریكایی: هم خوب كار كنه هم با دوام باشه.

انگلیسی: جنسش خوب باشه و مشتری راضی باشه.

ایرانی: تا وقتی مشتری میخره سالم باشه بعد كه خرید مهم نیست.

چینی: فقط ایرانی بخره!!!

نظرات() 

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :