تبلیغات
جواهردشت بهشت گیلان - داستان کوتاه

چهارشنبه 21 خرداد 1393

داستان کوتاه

نویسنده: مدیریت وبلاگ - باجیگوابر   

                                معصومیت کودکانه

یک انسان شناس به تعدادی از بچه های آفریقایی یک بازی را پیشنهاد کرد:

او سبدی از میوه را در نزدیکی یک درخت گذاشت و گفت هر کسی که زودتر به آن برسد آن میوه های خوشمزه را برنده می شود.

هنگامی که او فرمان دویدن را داد ، تمامی بچه ها دستان یکدیگر را گرفتند و  با یکدیگر دویده و در کنار درخت، خوشحال نشستند.

  

هنگامی که انسان شناس از این رفتار آنها پرسید درحالیکه یک نفر می توانست به تنهایی همه میوه ها را برنده شود.

آنها گفتند: آبونتو(UBUNTU) ، چگونه یکی از ما میتونه خوشحال باشه در حالیکه دیگران ناراحت اند.

(آبونتو در فرهنگ ژوسا یعنی من هستم چون ما هستیم)

نظرات() 
javad
دوشنبه 26 خرداد 1393 09:17 ق.ظ
تاثیر گزاره .
پاسخ مدیریت وبلاگ - باجیگوابر :
mohammad
یکشنبه 25 خرداد 1393 12:09 ب.ظ
mer30
پاسخ مدیریت وبلاگ - باجیگوابر :
شبنم
یکشنبه 25 خرداد 1393 08:54 ق.ظ
وقتی بچه بودیم دنیا قشنگتر بود زندگی زیبا تر بود دلها کینه نداشت بیشتر خوش میگذشت
پاسخ مدیریت وبلاگ - باجیگوابر :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


ابزار وبلاگ | آی پک 4
آپلود عکس | یاس تم
ابزار سخن بزرگان برای وبلاگ ها و سایت ها

اوقات شرعی

ساعت مچی|ابزار نمایش افراد آنلاین